سلیمان بن مهران دارای شهرت به أَعْمَش (۶۱ ـ ۱۴۷ یا این که ۱۴۸ق) از علمای کوفه در قرن دوم قمری و از شیعهها و اصحاب امام درست گو(ع) بود. با وجود اعتقادوباور سلیمان به تشیع، علمای اهل سنت او را بسیار ستوده و توثیق کردهاند. او از راویان فضائل امام علی(ع) بود و روایاتی درین باب به صورت بی واسطه از امام درستگو(ع) قصه نموده است. سلیمان اعمش از نمایندگان پر رنگ مدرسه علمی کوفه و رهروان تعالیم عبدالله بن مسعود در دانش حدیث، فقه حسینیه نصرت مشهد و خواندن قرآن بود.
اسم و نسب
ابو محمد سلیمان بن مهران از همسایه کوفه بود و منابع از وی با تیتر اعمش کوفی نیز مذکوراند. به جهت ضعف بصیرت کنیه اعمش داشت. [یادداشت ۱][۱] او از وابستگان (موالی) بنیکاهِل از شاخههای قوم بنی اسد بود.[۲] بیشتر گزارشها اورا اهل ایرانتبار و پدرش را از هم محلی طبرستان[۳] و دماوند[۴] (دَنْباوند که حیطهای دربین طبرستان و ری بوده)[۵] دانستهاند. ظاهرا پدرش در مبارزههای مسلمانها در شمال کشور ایران اسیر و برده شد و در عراق یک کدام از اشخاص بستگان بنی اسد اورا خرید و آزاد آدرس حسینیه نصرت مشهد کرد.[۶]
سال ولادت اورا ۶۱ قمری [۷]یعنی به عبارتی سال شهید شدن امام حسین(ع) دانستهاند. بنابر برخی گزارشها بابا سلیمان در مبارزه امام حسین(ع) و کوفیان کمپانی داشته میباشد؛ ولی درباره اینکه وی در سپاه امام(ع) بوده یا این که در سپاه معاندان وی، اطلاعی در مشت وجود ندارد.[۸] درصورتی که کهاین خبر درست باشد، بعضی از نقلها که اورا متولد طبرستان دانستهاند قابل قبول رزرو حسینیه نصرت مشهد نخواهد بود.
سلیمان در سال ۱۴۷ق[۹] و به قولی سال ۱۴۸ قمری در هشتاد و هشت سالگی درگذشت.[۱۰]
تشیع سلیمان
سلیمان اعمش از بزرگان شیعه و از اصحاب امام راست گو(ع) میباشد.[۱۱] هر تعدادی اسم او در بعضا از منابع مهم رجال شیعه بیان نشده، البته عالمان دانش رجال و تراجمنگاران شیعهای که از وی ذکر شدهاند، در تشیع وی شک و تردید نکردهاند.[۱۲] منابع اهل سنت نیز به تشیع او اشاره کردهاند.[۱۳] تشیع سلیمان با اعتنا به معاش وی در کوفه که از مرکزها تشیع بود، خیره کننده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد وجود ندارد.
نقل احادیث در فضیلت امامان: اعمش به نقل احادیث در فضیلت ها امام علی(ع) آوازه داشت. بنابر گزارشی سید اسماعیل بن محمد حمیری، شعر سرا شیعی، احادیثی از فضیلت ها علی (ع) از اعمش شنید و بر پایه ی آنها اشعاری سرود.[۱۴]
همینطور اورده شده که در روزهای نهایی عمرش، ابوحنیفه که هم زمان سلیمان بود بدو اظهارکرد روایاتی درباره علی (ع) نقل کردی که در حالتی که از آنها بازگردی برایت عالی خواهد بود مانند ماجرا «انا قسیم النار». سلیمان در جواب ابو حنیفه حدیث دیگری نقل کرد که بر طبق آن فرستاده(ص) فرموده بود در روز قیامت خداوند به اینجانب و علی (ع) میفرماید کسی که شمارا دوست داراست به پردیس درون فرمایید و کسی که شمارا معاند داشته به دوزخ و جهنم فرستید.[۱۵]
در منابع شیعی احادیث زیادی از اعمش در قضیه امامت و ثابت امامت علی (ع) از گویش امام راستگو (ع) نقل گردیده است.[۱۶]
همینطور اسم او در مدرک بعضا احادیث که در زمینه ی ثابت امامت علی (ع) از فرستاده اکرم (ص) گفته شده وجود داراست.[۱۷] افزون بر این مفاد از وی روایاتی در شماتت معاویه و اهل جمل[۱۸] نقل گردیدهاست.[۱۹]
مدد از علی(ع) نزد خلفا: بنابر برخی گزارشهای تاریخی سلیمان گاه به جهت تشیع از سوی خلفا در فشار بود. آورده شده که هشام بن عبدالملک طومارای به اعمش نوشت و در آن طومار به وی امر کرد مناقب عثمان و بدیهای علی (ع) را برایش بنویسد. اعمش، طومار هشام را در دهن گوسفندی بنیان و به پیامبر هشام اعلام کرد به هشام بگو جوابت همین میباشد؛ زمانی که پیامبر هشام برای بردن پاسخی از او سماجت کرد، سلیمان برای هشام اینگونه نوشت: «در حالتی که عثمان مناقب کلیه اهل زمین را داشته باشد سودی برای تو ندارد و در صورتیکه علی را بدیهای اهل زمین باشد تورا ضرر و زیان نمیرساند. بدین ترتیب تو تنها مواظب خودت باش.»[۲۰]
بنابر گزارشی یک توشه منصور عباسی، سلیمان را نصف شب نزد خویش خواند و از وی درباره فضیلت ها علی (ع) پرسید و بدو اظهارکرد یکسری حدیث درباره فضائل علی (ع) می دانی؟ سلیمان در جواب اعلام کرد: ده هزار حدیث. آنگاه منصور برای وی دو قصه در فضائل امام نقل کرد که اعمش از آن ها بی استحضار بود.[۲۱]
حیث سلیمان درباره قیام زید: به عنوان مثال حوادثی که در زمان معاش سلیمان رخداد قیام زید بن علی بن حسین(ع) بود. از اعمش آورده شده که میاعلام کرد: چنانچه آرزو برد زید بن علی را داشتم در قیام وی کمپانی می کردم. این گفته می تواند به نوعی همدلی با قیام زید تعبیروتفسیر خواهد شد. با این هم اکنون برخی روایاتی که از وی اورده شده نشانه دهنده این میباشد که وی از اجرا اینگونه اقداماتی غربت میکرده و درباره صدق آن شک وتردید داشته میباشد.[۲۲]
سلیمان بن مهران دارای شهرت به أَعْمَش (۶۱ ـ ۱۴۷ یا این که ۱۴۸ق) از علمای کوفه در قرن دوم قمری و از شیعهها و اصحاب امام درست گو(ع) بود. با وجود اعتقادوباور سلیمان به تشیع، علمای اهل سنت او را بسیار ستوده و توثیق کردهاند. او از راویان فضائل امام علی(ع) بود و روایاتی درین باب به صورت بی واسطه از امام درستگو(ع) قصه نموده است. سلیمان اعمش از نمایندگان پر رنگ مدرسه علمی کوفه و رهروان تعالیم عبدالله بن مسعود در دانش حدیث، فقه حسینیه نصرت مشهد و خواندن قرآن بود.
اسم و نسب
ابو محمد سلیمان بن مهران از همسایه کوفه بود و منابع از وی با تیتر اعمش کوفی نیز مذکوراند. به جهت ضعف بصیرت کنیه اعمش داشت. [یادداشت ۱][۱] او از وابستگان (موالی) بنیکاهِل از شاخههای قوم بنی اسد بود.[۲] بیشتر گزارشها اورا اهل ایرانتبار و پدرش را از هم محلی طبرستان[۳] و دماوند[۴] (دَنْباوند که حیطهای دربین طبرستان و ری بوده)[۵] دانستهاند. ظاهرا پدرش در مبارزههای مسلمانها در شمال کشور ایران اسیر و برده شد و در عراق یک کدام از اشخاص بستگان بنی اسد اورا خرید و آزاد آدرس حسینیه نصرت مشهد کرد.[۶]
سال ولادت اورا ۶۱ قمری [۷]یعنی به عبارتی سال شهید شدن امام حسین(ع) دانستهاند. بنابر برخی گزارشها بابا سلیمان در مبارزه امام حسین(ع) و کوفیان کمپانی داشته میباشد؛ ولی درباره اینکه وی در سپاه امام(ع) بوده یا این که در سپاه معاندان وی، اطلاعی در مشت وجود ندارد.[۸] درصورتی که کهاین خبر درست باشد، بعضی از نقلها که اورا متولد طبرستان دانستهاند قابل قبول رزرو حسینیه نصرت مشهد نخواهد بود.
سلیمان در سال ۱۴۷ق[۹] و به قولی سال ۱۴۸ قمری در هشتاد و هشت سالگی درگذشت.[۱۰]
تشیع سلیمان
سلیمان اعمش از بزرگان شیعه و از اصحاب امام راست گو(ع) میباشد.[۱۱] هر تعدادی اسم او در بعضا از منابع مهم رجال شیعه بیان نشده، البته عالمان دانش رجال و تراجمنگاران شیعهای که از وی ذکر شدهاند، در تشیع وی شک و تردید نکردهاند.[۱۲] منابع اهل سنت نیز به تشیع او اشاره کردهاند.[۱۳] تشیع سلیمان با اعتنا به معاش وی در کوفه که از مرکزها تشیع بود، خیره کننده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد وجود ندارد.
نقل احادیث در فضیلت امامان: اعمش به نقل احادیث در فضیلت ها امام علی(ع) آوازه داشت. بنابر گزارشی سید اسماعیل بن محمد حمیری، شعر سرا شیعی، احادیثی از فضیلت ها علی (ع) از اعمش شنید و بر پایه ی آنها اشعاری سرود.[۱۴]
همینطور اورده شده که در روزهای نهایی عمرش، ابوحنیفه که هم زمان سلیمان بود بدو اظهارکرد روایاتی درباره علی (ع) نقل کردی که در حالتی که از آنها بازگردی برایت عالی خواهد بود مانند ماجرا «انا قسیم النار». سلیمان در جواب ابو حنیفه حدیث دیگری نقل کرد که بر طبق آن فرستاده(ص) فرموده بود در روز قیامت خداوند به اینجانب و علی (ع) میفرماید کسی که شمارا دوست داراست به پردیس درون فرمایید و کسی که شمارا معاند داشته به دوزخ و جهنم فرستید.[۱۵]
در منابع شیعی احادیث زیادی از اعمش در قضیه امامت و ثابت امامت علی (ع) از گویش امام راستگو (ع) نقل گردیده است.[۱۶]
همینطور اسم او در مدرک بعضا احادیث که در زمینه ی ثابت امامت علی (ع) از فرستاده اکرم (ص) گفته شده وجود داراست.[۱۷] افزون بر این مفاد از وی روایاتی در شماتت معاویه و اهل جمل[۱۸] نقل گردیدهاست.[۱۹]
مدد از علی(ع) نزد خلفا: بنابر برخی گزارشهای تاریخی سلیمان گاه به جهت تشیع از سوی خلفا در فشار بود. آورده شده که هشام بن عبدالملک طومارای به اعمش نوشت و در آن طومار به وی امر کرد مناقب عثمان و بدیهای علی (ع) را برایش بنویسد. اعمش، طومار هشام را در دهن گوسفندی بنیان و به پیامبر هشام اعلام کرد به هشام بگو جوابت همین میباشد؛ زمانی که پیامبر هشام برای بردن پاسخی از او سماجت کرد، سلیمان برای هشام اینگونه نوشت: «در حالتی که عثمان مناقب کلیه اهل زمین را داشته باشد سودی برای تو ندارد و در صورتیکه علی را بدیهای اهل زمین باشد تورا ضرر و زیان نمیرساند. بدین ترتیب تو تنها مواظب خودت باش.»[۲۰]
بنابر گزارشی یک توشه منصور عباسی، سلیمان را نصف شب نزد خویش خواند و از وی درباره فضیلت ها علی (ع) پرسید و بدو اظهارکرد یکسری حدیث درباره فضائل علی (ع) می دانی؟ سلیمان در جواب اعلام کرد: ده هزار حدیث. آنگاه منصور برای وی دو قصه در فضائل امام نقل کرد که اعمش از آن ها بی استحضار بود.[۲۱]
حیث سلیمان درباره قیام زید: به عنوان مثال حوادثی که در زمان معاش سلیمان رخداد قیام زید بن علی بن حسین(ع) بود. از اعمش آورده شده که میاعلام کرد: چنانچه آرزو برد زید بن علی را داشتم در قیام وی کمپانی می کردم. این گفته می تواند به نوعی همدلی با قیام زید تعبیروتفسیر خواهد شد. با این هم اکنون برخی روایاتی که از وی اورده شده نشانه دهنده این میباشد که وی از اجرا اینگونه اقداماتی غربت میکرده و درباره صدق آن شک وتردید داشته میباشد.[۲۲]

مرمت کعبه