داستان دوم از شهادتش (جدا گویش میثم)
به داستان دیگر، میثم به درخواست جمعای از بازاریان، برای گلایه از خلق و خوی استدلال بازار کوفه، یار آنها نزد ابنزیاد رفت تا از وی بخواهد برهان را عزل نماید. میثم در آنجا سخنانی بلیغ مشکل کرد. عَمروبن حُرَیث، امیر کوفه از طرف ابن زیاد که عثمانی مسلک و معاند اهل بیت بود و در آن مجلس حضور داشت، میثم را شخصی لافگو و دوستدار لافگو خواند، البته میثم خویش را راستگو و دوستدار راستگو (حضرت علی) معرفی حسینیه نصرت مشهد کرد.
ابنزیاد به میثم امر کرد از علی بیزاری جوید و از آن حضرت بد بگوید و به مکان آن، دوستی خویش را به عثمان اعلام نماید و از وی نیک بگوید. وی میثم را ارعاب کرد که در صورتی بدین امر شغل نکند، دستها و پاهایش را انقطاع مینماید و اورا بهدار میکشد. میثم اگرچه میتوانست تقیه نماید، شهید شدن را برگزید و اظهار کرد امام علی اورا مطلع نموده است که ابنزیاد اینگونه خواهد کرد و زبانش را خواهد برید. در پی آن، ابنزیاد برای اینکه این خبر غیبی را لاف جلوه دهد، دستورداد صرفا دستها و پاهای میثم را جدا نمایند و اورا کنار منزل عمرو بن حُرَیث بهدار کشند. میثم بالای چوبهدار با صدای بلند از عموم میخواست برای شنیدن روایات مکنون و شگفت حضرت علی نزد وی گردآوری آدرس حسینیه نصرت مشهد شوند.
وی درباره فتنههای بنی اُمیه و فضائل بنیهاشم سخنانی میاذعان کرد. عمرو بن حریث زیرا افشاگری میثم و ازدحام عموم را بر گرد وی مشاهده کرد، عجلهزده نزد ابنزیاد رفت و داستان را به وی اگاهی اعطا کرد. ابنزیاد، از بیم رسوایی، امر کرد بر دهن میثم رزرو حسینیه نصرت مشهد لجام نهند
. اورده شده میباشد وی اول شخصی بود که در اسلام بر دهانش لجام گذارده شد.[۴۰] به روایتی دیگر، عمرو بن حریث که نگران گرایش عموم به سخنان میثم و کودتا آن ها بر ضد حکومت بود، از ابنزیاد خواست فرمان دهد گویش میثم را جدا نمایند. ابنزیاد موافقت کرد و یک کدام از نگهبانان را برای این شغل ارسال کرد. میثم با یاد آوری این مقاله که ابنزیاد نتوانست کلام مولایش علی را در زمینه ی براندن گویش و دستها و پاهایش، تکذیب نماید، لحظاتی بعد از آنکه زبانش جدا شد، به شهیدشدن شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد رسید.[۴۱]
بقاع و بارگاه نو میثم تمار در حوالی مسجد کوفه
سوال: مطابق داستان دوم از شهید شدن میثم، این سوال به ذهن میاید که چطور میثم توانست بالای چوبهدار کلام بزند و سخنرانی نماید؟
جواب: در آن دوران، بهدار کشیدن این سیرتکامل عدم وجود که رینگ طناب را بدور گردن فرد محکوم به اعدام بیندازند بلکه آن را به دور سینه میانداختند تا از شانههایش معلق خواهد شد و آن قدر بماند تا از گرسنگی و تشنگی تلف گردد.[۴۲][یادداشت ۱]
میثم تمار بهدار کشیده شد ولی گشوده هم بر فراز دار، با صدایی رسا عموم را به شنیدن حقایق اسلام و روایات و اسرار علی (ع) فرا میخواند.
شهید شدن میثم تمّار در ۲۲ ذیالحجه سال ۶۰ هجری قمری، ده روز قبل از ورود امام حسین (ع) به عراق، اتفاق افتاد.[۴۳] ابنزیاد از دفن وی دوری کرد تا آنکه یک سری بدن از خرمافروشان کوفه، شبانه، جسد او را با چوبهدار ربودند و در قبری بین چاله آب در مرزوبوم فامیل خواسته به خاک سپردند.[۴۴]
بقعه میثم
مرقد میثم تمار، در اطراف مسجد کوفه جایدارد. در قرن چهارم عضدالدوله دیلمی، گنبدی بر قبر میثم سازه کرد. در قرن سیزده هجری قمری، روضه خوان ملاّ علی فرزند میرزا خلیل نجفی آل خلیلی (۱۲۲۶تا۱۲۹۷ق) دومین عمارت را ایجاد کرد. بعداز آن نیز سید عطاءالله رومی (۱۳۲۱م) از مجتهدین نجف، بقاع و گنبدی برای میثم سازه کرده، صحنی در کنار آن تأسیس نمود.[۴۵] در سال ۱۳۸۲ق. کل عمارت وخیم شد و بوسیله حاج محمّد رشاد، بقعه زیبایی سازه شوید. بر روی قبر میثم، ضریحی خرد و بر بالای آن گنبدی آبیرنگ وجود داراست.
تکنگاری
چاپ ششم کتاب میثم تمار نوشته جواد محدثی -سومی شماره از دسته شناخت با اسوهها- از سوی انتشارات بوستان کتاب قم در سال ۱۳۹۴ش در ۴۸ص منتشر گردیده است. درین تاثیر، معاش میثم تمار به لهجه امروز گزارش شدهاست.[۴۶]
داستان دوم از شهادتش (جدا گویش میثم)
به داستان دیگر، میثم به درخواست جمعای از بازاریان، برای گلایه از خلق و خوی استدلال بازار کوفه، یار آنها نزد ابنزیاد رفت تا از وی بخواهد برهان را عزل نماید. میثم در آنجا سخنانی بلیغ مشکل کرد. عَمروبن حُرَیث، امیر کوفه از طرف ابن زیاد که عثمانی مسلک و معاند اهل بیت بود و در آن مجلس حضور داشت، میثم را شخصی لافگو و دوستدار لافگو خواند، البته میثم خویش را راستگو و دوستدار راستگو (حضرت علی) معرفی حسینیه نصرت مشهد کرد.
ابنزیاد به میثم امر کرد از علی بیزاری جوید و از آن حضرت بد بگوید و به مکان آن، دوستی خویش را به عثمان اعلام نماید و از وی نیک بگوید. وی میثم را ارعاب کرد که در صورتی بدین امر شغل نکند، دستها و پاهایش را انقطاع مینماید و اورا بهدار میکشد. میثم اگرچه میتوانست تقیه نماید، شهید شدن را برگزید و اظهار کرد امام علی اورا مطلع نموده است که ابنزیاد اینگونه خواهد کرد و زبانش را خواهد برید. در پی آن، ابنزیاد برای اینکه این خبر غیبی را لاف جلوه دهد، دستورداد صرفا دستها و پاهای میثم را جدا نمایند و اورا کنار منزل عمرو بن حُرَیث بهدار کشند. میثم بالای چوبهدار با صدای بلند از عموم میخواست برای شنیدن روایات مکنون و شگفت حضرت علی نزد وی گردآوری آدرس حسینیه نصرت مشهد شوند.
وی درباره فتنههای بنی اُمیه و فضائل بنیهاشم سخنانی میاذعان کرد. عمرو بن حریث زیرا افشاگری میثم و ازدحام عموم را بر گرد وی مشاهده کرد، عجلهزده نزد ابنزیاد رفت و داستان را به وی اگاهی اعطا کرد. ابنزیاد، از بیم رسوایی، امر کرد بر دهن میثم رزرو حسینیه نصرت مشهد لجام نهند
. اورده شده میباشد وی اول شخصی بود که در اسلام بر دهانش لجام گذارده شد.[۴۰] به روایتی دیگر، عمرو بن حریث که نگران گرایش عموم به سخنان میثم و کودتا آن ها بر ضد حکومت بود، از ابنزیاد خواست فرمان دهد گویش میثم را جدا نمایند. ابنزیاد موافقت کرد و یک کدام از نگهبانان را برای این شغل ارسال کرد. میثم با یاد آوری این مقاله که ابنزیاد نتوانست کلام مولایش علی را در زمینه ی براندن گویش و دستها و پاهایش، تکذیب نماید، لحظاتی بعد از آنکه زبانش جدا شد، به شهیدشدن شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد رسید.[۴۱]
بقاع و بارگاه نو میثم تمار در حوالی مسجد کوفه
سوال: مطابق داستان دوم از شهید شدن میثم، این سوال به ذهن میاید که چطور میثم توانست بالای چوبهدار کلام بزند و سخنرانی نماید؟
جواب: در آن دوران، بهدار کشیدن این سیرتکامل عدم وجود که رینگ طناب را بدور گردن فرد محکوم به اعدام بیندازند بلکه آن را به دور سینه میانداختند تا از شانههایش معلق خواهد شد و آن قدر بماند تا از گرسنگی و تشنگی تلف گردد.[۴۲][یادداشت ۱]
میثم تمار بهدار کشیده شد ولی گشوده هم بر فراز دار، با صدایی رسا عموم را به شنیدن حقایق اسلام و روایات و اسرار علی (ع) فرا میخواند.
شهید شدن میثم تمّار در ۲۲ ذیالحجه سال ۶۰ هجری قمری، ده روز قبل از ورود امام حسین (ع) به عراق، اتفاق افتاد.[۴۳] ابنزیاد از دفن وی دوری کرد تا آنکه یک سری بدن از خرمافروشان کوفه، شبانه، جسد او را با چوبهدار ربودند و در قبری بین چاله آب در مرزوبوم فامیل خواسته به خاک سپردند.[۴۴]
بقعه میثم
مرقد میثم تمار، در اطراف مسجد کوفه جایدارد. در قرن چهارم عضدالدوله دیلمی، گنبدی بر قبر میثم سازه کرد. در قرن سیزده هجری قمری، روضه خوان ملاّ علی فرزند میرزا خلیل نجفی آل خلیلی (۱۲۲۶تا۱۲۹۷ق) دومین عمارت را ایجاد کرد. بعداز آن نیز سید عطاءالله رومی (۱۳۲۱م) از مجتهدین نجف، بقاع و گنبدی برای میثم سازه کرده، صحنی در کنار آن تأسیس نمود.[۴۵] در سال ۱۳۸۲ق. کل عمارت وخیم شد و بوسیله حاج محمّد رشاد، بقعه زیبایی سازه شوید. بر روی قبر میثم، ضریحی خرد و بر بالای آن گنبدی آبیرنگ وجود داراست.
تکنگاری
چاپ ششم کتاب میثم تمار نوشته جواد محدثی -سومی شماره از دسته شناخت با اسوهها- از سوی انتشارات بوستان کتاب قم در سال ۱۳۹۴ش در ۴۸ص منتشر گردیده است. درین تاثیر، معاش میثم تمار به لهجه امروز گزارش شدهاست.[۴۶]

مرمت کعبه