(درگذشت پس از ۱۳ق)، پر اسم و رسم به امعُماره، از زنان صحابی نبی(ص) میباشد. امعماره، از اول گروندگان به اسلام در مدینه و یکی از از دو زنی بود که در بیعت دوم عقبه مسلمان شد. او در یکسری غزوه، بهویژه در غزوه احد برای یاری به جنگجویان و زخمیان حضور داشت.وی در غزوه احد در پشتیبانی از رسول (ص) مصدوم شد. امعُماره یکی ناقلین روایات فرستاده(ص) میباشد. به تاریخ وفات وی در منابع اشارهای نشده میباشد، ولی از متن یک داستان اینگونه برمیآید که او تا عصر خلافت قدمت بن خطاب زنده بوده حسینیه نصرت مشهد میباشد.
معاشطومار، بابا امعماره، کَعْب بن عَمْرو بن عَوف، از بنی مازِنِ قوم خزرج و مامان او رباب بنت عبدالله نیز از به عبارتی قوم و قبیله بود.[۱] از این رو، او را نسیبه مازنیه نیز خواندهاند. دو اخوی امعماره، عبدالله و عبدالرحمان بن کعب نیز از صحابه به شمار آدرس حسینیه نصرت مشهد میرفتند.[۲]
امعماره، ابتدا با زید بن عاصم از بنی نجارِ از قوم و قبیله خزرج وصلت کرد و از وی دو فرزند به اسمهای حبیب - که به همین سبب ساز به وی ام حبیب نیز گفته میشد[۳] - و عبدالله داشت، که هر دو از صحابه بودند.[۴] همسر اولیه وی درگذشت و وی بعداز اسلام، با غزیة بن عمرو که وی نیز از بنی نَجّار بود تزویج کرد و از وی نیز دو فرزند به اسمهای تمیم و خوله رزرو حسینیه نصرت مشهد داشت.[۵]
طبق گزارشهای تاریخی، فرستاده(ص) حبیب، پسر امعماره، را به یار یک نفر دیگر به سوی مسیلمه کذاب ارسال کرد، البته مسیلمه دست و پای حبیب را جدا کرد و اورا کشت. در پیکار یمامه با مسیلمه، عبدالله، پسر دیگر امعماره، مسیلمه را می کشد.[۶] عبدالله نیز در رخداد حره که در طول خلافت یزید بن معاویه فیس اعطا کرد، کشته شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شد.[۷]
اسلام آوردن
امعماره، در شهر مدینه از اولیه گروندگان به اسلام و یکی از از دو زنی بود که گفتهاند، در عهد دوم عقبه مسلمان شد. درین بیعت، غزیة بن عمرو که امعماره بعد ها با وی تزویج کرد نیز حضور داشت.[۸]
کمپانی در غزوات
امعماره در یکسری غزوه برای امداد به جنگجویان و زخمیان حضور داشت و به ویژه در غزوه اُحُد، زیرا فرستاده(ص) را در تنگنا مشاهده کرد، جانفشانی بسیار از خویش علامت بخشید، چنانکه جراحتهای متعددی برداشت.[۹] و به همین سبب ساز رسول(ص) اورا حمد و بعد از او عیادت کرد.[۱۰]سبحانی مورخ شیعی در نور ابدیت بعداز نقل گزارهای از فرستاده در تمجید از نسیبه که فرمود: «لَجایگاهُ نسیبة بنت کعب الیوم نهٌ اینجانب فلان و فلان»؛ حالت این بانوی فداکار امروز از فلانی و فلانی فراتر میباشد.از عهدوپیمان ابنابیالحدید شارح سنی مذهب نهج البلاغه نقل کرده که می گوید: راوی حدیث به رسول حیله ورزیده چون صریحاً اسم آن دو نفر را که فرستاده نام آنان را برده بیان نکرده میباشد و بعد از آن ابن ابی الحدید می افزاید: اینجانب گمان میکنم، لفظ فلان و فلان کنایه از به عبارتی شخصیتهایی میباشد که بعداز پیامبر پروردگار منصبهای تبارک میان مسلمان ها پیدا کردند و راوی از نگاه احترام و واهمه از حالت، مقاله را در پرده گفته میباشد.[۱۱] او اگرچه به منجر آسیبهایی که در اُحُد برداشته بود، از کمپانی در غزوه حمراء الاسد بازماند،[۱۲] ولی در بعضا از سایر غزوات و رویدادها، مثلا غزوه خیبر و غزوه حنین، یار و همدم لشکریان اسلام بود.[۱۳]
امعماره در عصر خلافت ابوبکر، در مبارزه یمامه نیز کمپانی جست و در همین نزاع یک دست خویش را از دست بخشید.[۱۴]
نقل حدیث از فرستاده(ص)
از امعماره یکسری حدیث از فرستاده(ص) نقل گردیده میباشد.[۱۵]تحت عنوان مثال عکرمه از نسیبه نقل مىكند كه خاطرنشان کرد: روزى نزد پيامبر (ص)آمدم و از اينكه همگی چيز از آن مردان میباشد، به اعتراض گفتم: زنان را به چيزى نمىبينم كه آيه ۳۵ سوره احزاب در جواب وى نازل شد: «إِنّ المُسلِمينَ و المُسلِمتِ و المُؤمِنينَ و المُؤمِنتِ ...». [۱۶]
وفات
به تاریخ وفات وی در منابع اشارهای نشده میباشد. مطابق روایتی، قدمت بن خطاب در طی خلافت خویش، کادوای که برایش آورده بودند را برای امعُماره میفرستد کهاین قضیه نشانه می دهد وی در طی خلافت قدمت زنده بوده و مرگ وی بعداز ۱۳ق بوده میباشد.[۱۷]
پانویس
کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۹؛ ابن هشام، سیرة النبی(ص)، ج۲، ص۳۱۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبیر، ج۸، ص۳۰۱.
کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۲، ص۴۹؛ ابن هشام، سیرة النبی(ص)، ج۲، ص۳۱۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبیر، ج۸، ص۳۰۱.
ابن هشام، سیرة النبی(ص)،۱۳۸۳ق، ۱۹۶۳م، ج۲، ص۳۱۹؛ بلاذری، فتوح البلدان، ص۱۲۶، به نقل از واقدی.
کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ۱۴۰۸ق، ۱۹۸۸م، ج۲، ص۴۹.
ابن سعد، الطبقات الکبیر، الناشر :دار صادر - بيروت، ج۸، ص۳۰۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ۱۹۹۶م،ج۱، ص۲۵۰؛ ابن هشام، سیرة النبی(ص)، ۱۳۸۳ق، ۱۹۶۳م، ج۲، ص۳۱۹.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ۱۹۹۶م، ج۱، ص۳۲۴
ابن سعد، الطبقات الکبری،الناشر :دار صادر - بيروت، ج ۸، ص۴۱۶.
ابن سعد، الطبقات الکبیر، ج۸، ص۳۰۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۰؛ ابن هشام، سیرة النبی(ص)، ج۲، ص۳۱۹.
واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۶۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبیر، ج۸، ص۳۰۱.
ابن سعد، الطبقات الکبیر، ج۸، صص۳۰۳-۳۰۲؛ بلاذری، انساب الاشراف،ج۱، صص۳۲۶-۳۲۵.
سبحانی، نوروروشنایی ابدیت، ۱۳۸۵ش، ص۵۶۱.
واقدی، المغازی، ج۱، صص۲۷۳-۲۶۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبیر، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۳۰۳.
واقدی، المغازی،۱۴۰۹ق، ۱۹۸۹م، ج۲، صص۴۱۵؛ خلیفه، الطبقات،۱۳۸۷ق، ۱۹۶۷م، ج۲، ص ۱۰۲؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۹۴۷؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء،۱۴۰۵ق، ۱۹۸۵م، ج۲، ص۲۷۸.
واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۶۹؛ ابن سعد الطبقات الکبیر، الناشر :دار صادر - بيروت، ج۸، ص۳۰۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۳۲۵ و فتوح البلدان، ص۱۲۶، به نقل از واقدی ؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۸۱.
احمد بن حنبل، مسند،منتشر کننده: دار المعارف - قاهره - مصر،۱۳۹۴ ق، ج۶، ص۴۳۹؛ ابن ماجه، سنن،ج۱، ص۵۵۶؛ مزی، تحفة الاشراف، ج۱۳، ص۹۳-۹۲.
تیم فرهنگ و تمدن و معارف قرآن دفتر کار تبلیغات اسلامی، اعلام القرآن، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۳۶۸.
ابن سعد، الطبقات الکبیر،الناشر :دار صادر - بيروت، ج۸، ص۳۰۳

مرمت کعبه