loading...

حسینیه نصرت مشهد

بازدید : 52
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:15


اقدامات حضرت علی(ع)
حضرت علی(ع) بعد از رفتن فرستاده(ص) به غار ثور شکیبایی کرد تا شب بعدی فرا رسید. وی همدم هند بن ابی هاله تکان کرد تا نزد فرستاده الله(ص) در غار رفتند و در آنجا آن حضرت(ص) به هند دستورداد که برای او و همراهش دو شتر خریداری نماید. ابوبکر بیان کرد: ای رسول پروردگار، برای خویش و شما دو مرکب فراهم کرده‌ام که با آنان تا مدینه مسافرت می کنیم. پیامبر الله(ص) فرمود: اینجانب هر دو و حتی یک کدام از آنان را قبول نمی کنم، مگر آن که بهای آن ها را بپردازم. ابوبکر اظهار‌کرد: سپردن با شماست و وی به علی(ع) امرکرد که بهای شترها را بپردازد و بعد از آن به وی پیشنهاد کرد که ودیعه‌ها را رد نماید و تعهدات او‌را حسینیه نصرت مشهد بپردازد.

[۲۱] علی(ع) سه شبانه‌روز در مکه ماند و ودیعه‌های عموم را که نزد نبی‌ آفریدگار بود، به صاحبانش رسانید و زمانی که‌این عمل را اجرا اعطا کرد، به مدینه سفر کرد و یاور پیامبر معبود در منزل کلثوم بن هدم خانه گزید.[۲۲]درین مسافرت، فواطم ثلاث (فاطمه دختر فرستاده، فاطمه بنت اسد، فاطمه دختر زبیر) با گروهی دیگر ازنان یار امیرالمؤمنین(ع) بودند. حضرت درراه به کمین معاندان واکنش کرد، البته با رویارویی با آن ها توانست جان همراهانش را مراقبت نماید و به تندرست روانه مدینه آدرس حسینیه نصرت مشهد شدند.[۲۳] [یادداشت ۱]رسول(ص) هنگام سفر از مکه به امیرالمؤمنین(ع) اینگونه فرمود: «اینجانب دخترم فاطمه را به تو سپردم و هردوى شما‌را نیز به پروردگار می‌سپارم و از پروردگار می‌‏خواهم که پاسبان و حافظ شما باشد.» [۲۴] [یادداشت ۲]

تعقیب نبی(ص)
قریش بعد از آنکه در نقشه خویش ناکام ماندند، کوشیدند رسول(ص) را قبل از آنکه به مدینه رسد پیدا نمایند و اورا به قتل برسانند؛ ازاین‌رو، ردّ اورا گرفتند تا به غار ثور رسیدند. یک کدام از آن ها ذکر کرد: از اینجا عبور نکرده‌اند یااینکه به افق عروج کرده‌اند یا این که در زمین رزرو حسینیه نصرت مشهد فرو رفته‌اند.[۲۵]

بنابر بعضی نقل‌ها، خدا عنکبوتی را مأمور کرد تا با تارهای خویش، درِ غار را ببندد. زمانی تعقیب‌کنندگان تارها را دیدند، به‌این فیض رسیدند که کسی وارد غار نشده میباشد و براین اساس دست از تعقیب کشیدند.[۲۶]در بعضا گزارش‌ها به آشیانه کردن دو کبوتر وحشی و به روایتی روییدن درختی فرا روی نبی(ص) نیز اشاراتی شد‌ه‌است. [۲۷] [یادداشت ۳] همینطور نقل گردیده است فرشته‌ای به‌شکل آدم و سوار بر اسب رسید و خاطرنشان کرد: محمد اینجا وجود ندارد، درین دره‌ها جست‌وجو فرمائید تا اورا بیابید. پس مشرکان از غار بدور شدند و در کوه‌ها و دره‌ها سرگرم جست‌وجو شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شدند.[۲۸]

تکان به‌سوی یثرب و توقف در قبا
رسول(ص) سه روز در غار ماند و سپس به‌سوی مدینه تکان کرد.[۲۹] فرستاده(ص) ۱۲ ربیع‌الاول هنگام ظهر به یثرب رسید و در قباء توقف کرد و نماز خواند و مسجد قبا را در زمان یکسری روزی (یک هفته یا این که مقداری بیشتر) که در آنجا اقامت داشت ایجاد کرد. او در آنجا میهمان (بنی) عمرو بن عوف شد و پاره ای بیشتر از ده روز پیش آنها اقامت کرد. اشخاص این بستگان از نبی خواستند تا پیش آنها بماند و برایش منزل‌ای بسازند، ولی وی نپذیرفت و فرمود که در انتظار وصال علی بن ابی طالب(ع) میباشد و به عبارتی عقب ماند تا علی بن ابی طالب رسید.[۳۰]

ورود به مدینه
منابع روایی ماجرای ورود نبی(ص) به یثرب را کامل بازنوشته‌اند.[مستلزم منبع] برای مثال به نقل عبد و بنده الرحمن بن عویم بن ساعده آورده‌اند که زیرا از جنبش پیامبر خداوند از مکه‌ خبر یافتیم و انتظار ورود وی میرفت، کلیه روزه بعد از نماز صبح زود، از مدینه خارج می‌رفتیم و در خارج شهر به انتظار ورود نبی خداوند می‌نشستیم و موقعی که سایه‌ها از در میان میرفت و دیگر سایه‌ای پیدا نمی‌کردیم، به مدینه بازمی‌گشتیم.

در به عبارتی روز ورود فرستاده خداوند نیز در خارج شهر به انتظار ورود وی بودیم تا سایه‌ها از دربین رفت و بدون چاره بر تاثیر شدّت گرما به منزل‌های خویش بازگشتیم و در به عبارتی موقعی که ما در منزل‌های خویش بودیم، نبی پروردگار وارد شد. اولیه هر کس او‌را مشاهده کرد مردی از یهود بود که از فعالیت هر روزه ما باخبر بود و می‌دانست که ما معطل ورود پیامبر آفریدگار هستیم. پس با صدای بلند فریاد زد:‌ ای «بنی قیله» بخت شما رسید. با شنیدن این صدا از منزل‌ها خارج ریختیم و نزد نبی معبود رفتیم و ابو دیده نشده نیز همپا او بود و زیرا بیشتر ما فرستاده پروردگار را ندیده بودیم، زمانی که سایه از پیامبر پروردگار گشت و ابوبکر برخاست و بر آن حضرت سایه افکند، او‌را شناختیم.

فرستاده معبود در محله قبا بر کلثوم بن هدم، یکی مردان بنی عمرو بن عوف، وارد شد و برای ملاقات با عموم در منزل «سعد بن خیثمه» که زن و فرزندی نداشت و مهاجران مجرّد در منزل او خانه کرده بودند، می‌گردهمایی.[۳۱]

مبدأ تاریخ اسلام
التفات سفر فرستاده(ص) از مکه به مدینه تا آنجا بود که مبدأ تاریخ مسلمانها قرار گرفت. در اینکه چه کسی آن را مبدأ تاریخ قرار بخشید دو عهد میباشد:

عهد اولیه اعتقاد دارد که به فرمان نبی(ص)، مسافرت مبدأ تاریخ قرار گرفته میباشد. طبری تالیف کننده کتاب تاریخ الامم و الملوک، تصریح دارااست که رسول(ص) هنگام ورود به مدینه فرمان به نگارش تاریخ بخشید[۳۲] و طومار‌هایی از فرستاده(ص) جانور میباشد که به امر فرستاده(ص) با تاریخ هجری تصویب گردیده‌ میباشد.[۳۳]
قسم دوم اعتقاد دارد که به فرمان قدمت بن خطاب و به توصیه حضرت علی(ع)، مهاجرت مبدأ تاریخ قرار گرفته میباشد. خلیفه دوم شورایی ساخت تا آغازی را برای تاریخ اسلام مشخص و معلوم نمایند.[۳۴] درین شورا نظرها مختلفی ارائه شد که در غایت حضرت علی(ع) توصیه دادند مهاجرت رسول(ص) از مکه به مدینه مبدأ تاریخ اسلام قرار گیرد که قدمت آن را عهده دار شد و به‌شکل بخشنامه به سراسر شهرها اعلام شد.[۳۵]
پانویس

بازدید : 35
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:19


حَمّاد بن عثمان، از محدّثان قرن دوم هجری قمری. او از اصحاب امام راستگو(ع)، امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) و از اصحاب اجماع میباشد. اسم او در سلسله مدرک حدود ۲۰۰۰ داستان آمده میباشد و تمامی عالمان رجال و حدیث‌شناسی، بر وثاقتش واقعه حسینیه نصرت مشهد حیث دارا‌هستند.

اصحاب اجماع
یاران امام باقر(ع)
۱ زُرارَة بن اَعین
۲ مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ
۳ بُرَید بن معاویه
۴ ابوبصیر اَسَدی یا این که (ابوبصیر مرادی)
۵ فُضَیل بن یسار
۶ محمد بن مُسلِم
یاران امام راستگو(ع)
۱ جَرغبت بن دَرّاج
۲ عبدالله بن مُسکان
۳ عبدالله بن بُکَیر
۴ حَمّاد بن عثمان
۵ حماد بن عیسی جهنی
۶ اَبان بن عثمان
یاران امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)
۱ یونس بن عبدالرحمن
۲ صَفوان بن یحیی
۳ اِبن اَبی عُمَیر
۴ عبدالله بن مُغَیرِه
۵ حسن بن دوستداشتنی یا این که (حسن بن علی بن فَضّال، فَضالَة بن ایوب و عثمان بن عیسی)
۶ احمد بن ابی نصر آدرس حسینیه نصرت مشهد بزنطی
نبو
معرفی و مقام علمی
حماد بن عثمان(۱۹۰ق) از اصحاب امام راست گو (ع)، امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) میباشد. کنیه او ناب یا این که ذوالناب[۱] بود و در کوفه[۲] معاش می کرد.

اسم حماد بن عثمان در سلسله مدرک حدود دوهزار حدیث میباشد.[۳] او ضمن نقل بی‌واسطه از امام درست گو(ع) و امام کاظم(ع)، از قریب به صد راوی و بیش تر از کلیه از عبیدالله بن علی حلبی حدیث شنیده میباشد همچنان که افزون بر چهل راوی و بیشتراز دیگرافراد، محمد بن ابی‌عمیر، حسن بن علی وشاء، حسن بن علی بن فضال و محمد بن ولید خزاز رزرو حسینیه نصرت مشهد از او حدیث شنیده‌اند.[۴]
پژوهش محتوای احادیث حمادبن عثمان آرم می دهد که او بیشتر به تصویب و نقل روایات احکام اهتمام داشته میباشد و دراین مورد از راویان مالامال حدیث به شمار میاید و اما احادیث زیادی نیز در صفات امام و حال و روز امامان دارااست.[۵]
حماد بن عثمان ناب از راویان پر اسم و رسم بوده و در زمره اصحاب اجماع میباشد و از راویانی میباشد که کلیه محققان دانش رجال، از متقدمان[۶] و متأخران،[۷] بر وثاقتش حادثه حیث دارا‌هستند و اورا با صفاتی زیرا ثقه، فاضل و جلیل القدر و نه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد ستوده‌اند.
حماد کتابی داشته[۸] میباشد که ظاهراً تا قسم سید بن طاووس جان دار بوده میباشد؛ چون ابن طاووس در دو کتاب خویش[۹] از آن نقل نموده است.[۱۰]
معاش‌طومار و خویشان
پدرش، عثمان، به رُواسی[۱۱] معروف میباشد. استدلال این کنیه،انتساب او به بنی رواس از خویشان‌های سرشناس در کوفه میباشد.[۱۲]

کشی، اسم پدربزرگش را زیاد[۱۳] و نجاشی اسم او‌را عمرو بیان کرده‌اند[۱۴]

حماد، برادرانی هم داشته میباشد. برخی منابع برای او یک اخوی به اسم عبدالله،[۱۵] و بعضی دیگر دو اخوی به اسم‌های جعفر و حسین[۱۶] بیان کرده‌اند.

حماد در منابع رجالی با عناوینی مانند مولی بی نیاز (دارنده لینک و پیوند با قوم و قبیله بی نیاز) و (ذو الناب مولی بی نیاز کوفی).[۱۷]«مولی أَزْد» (دارنده لینک و پیوند با خاندان ازد)[۱۸] و فزاری (به منجر سکونت در عزرم، محل سکونت خویشاوندان فزاره)[۱۹] تعریف گردیده‌است.

این همگی اختلاف در کنیه، نسبت، اسم جد و اسم برادران باعث شد‌ه‌است که کاظمی،[۲۰] حماد بن عثمان را اسم مشترک فی مابین دو نفر به شمار آورده و وجه تمایز آن دو را در راویان از آن دو دانسته‌میباشد. همینطور بهبهانی[۲۱] با استناد به اختلاف در کنیه، نسبت، اسم جد و اسم برادران این دو، تصریح به ناهم خوانی و تعدد نموده است. در مقابل، محمدتقی مجلسی،[۲۲] کلباسی،[۲۳] مامقانی،[۲۴] خویی[۲۵] و شوشتری[۲۶] این دو اسم را از آنِ یک شخص دانسته‌اند.

پانویس
کشّی، سپردن معرفة الرجال، ص۳۷۲؛ طوسی، رجال الطوسی، ص۳۳۴، قس ص۱۸۶؛ طوسی، کتاب ها الشیعة و اصولهم، ص۳۰۶.
طوسی، رجال الطوسی، ص۱۷۳،۱۸۶، ۳۳۴.
مدرسی طباطبائی، ج ۱، ص۲۳۹.
خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۶، ص۲۱۶–۲۱۸.
اردبیلی، جامع الرواة، ج ۱، ص۲۷۱–۲۷۳.
کشّی، سپردن معرفة الرجال، ص۳۷۲؛ طوسی، کتاب ها الشیعة و اصولهم، ص۱۵۶.
ابن داوود حلّی، کتاب الرجال، ردیف ۱۳۲؛ علامه حلّی، خلاصة الاقوال، ص۵۶.
طوسی، رجال الطوسی، ص۳۳۴؛ طوسی، کتاب ها الشیعة و اصولهم، ص۱۵۶.
ابن طاووس، الملاحم و الفتن، ص۱۱۹–۱۲۰؛ همو، قبس اینجانب کتاب غیاث پادشاه الوری، ص۶، ۹.
کولبرگ، ۱۹۹۲، ص۲۲۳.
کشّی، سپردن معرفة الرجال، ص۳۷۲.
سمعانی، ج ۳، ص۹۷؛ مامقانی، تنقیح المقال، ج ۱۱، ص۱۷۱، ج ۲۴، ص۷۵.
کشّی، سپردن معرفة الرجال، ص۳۷۲.
نجاشی، رجال، ص ۱۴۳.
نجاشی، رجال، ص۱۴۳.
کشی، تفویض معرفة الرجال، ص۱۴۳.
جوهری، الصحاح، تحت «بی نیاز»؛ سمعانی، ج ۴، ص۳۰۲؛ طوسی، رجال الطوسی، ص۱۷۳.
برقی، کتاب الرجال، ص۲۱؛ طوسی، رجال الطوسی، ص۳۳۴.
نجاشی، ص۱۴۳؛ سمعانی، ج ۴، ص۱۷۸؛ مامقانی، تنقیح المقال، ج ۹، ص۲۱۲.
کاظمی، هدایة المحدثین الی طریقة المحمدین، ص ۱۹۷.
بهبهانی، تعلیقة وحیدالبهبهانی علی منهج المقال، ص ۱۵۷.
مجلسی، روضة المتقین، ج ۱۴، ص۴۸.
کلباسی، الرسائل الرجالیة، ج ۳، ص۲۳۹–۲۴۰.
مامقانی، تنقیح المقال، ج ۲۴، ص۸۰.
خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۶، ص۲۱۳.
شوشتری، قاموس الرجال، ج ۳، ص۶۴۸.
منابع
آقا والا طهرانی، الذریعه.
ابن داوود حلی، کتاب الرجال، طهران، ۱۳۸۳ش.
ابن طاووس، قبس اینجانب کتاب غیاث شاه الوری، قم: مدرسة الامام المهدی (ع)، بی‌تا.
ابن طاووس، الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر عجل اللّه فرجه، قم ۱۳۹۸/ ۱۹۷۸.
اردبیلی، محمد بن علی، جامع الرواة و ازاحة الاشتباهات عن الطرق

بازدید : 52
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 10:03


محمّد بن علی بن نعمان بی‌أبی طریفة بجلی کوفی(درگذشت ۱۶۰ یا این که پس ۱۸۰ق) ملقب به مؤمن الطاق، از اصحاب امام راستگو(ع) و امام کاظم(ع) و از متکلمان شیعه در قرن دوم هجری قمری. او در سخن و فقه تبحر داشت و با معارضان شیعه مانند ابوحنیفه مناظره میکرد. برخی معارضان، عقائد غیر توحیدی و فرقه نعمانیه را به وی نسبت داده‌اند. علمای شیعه با رد این اتهامات او را مدح و توثیق کرده‌اند. او روایاتی را بی‌واسطه از امام درستگو(ع) و با واسطه از امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) حسینیه نصرت مشهد نقل نموده است.

زندگینامه
از تاریخ به دنیا آمدن او اطلاعی در اختیار وجود ندارد ولی تاریخ درگذشتش را سال ۱۶۰ق یا این که بعد از ۱۸۰ق دانسته‌اند.[۱] اسم پدرش علی میباشد ولی گاهی به اعتبار انتساب به جدش نعمان، او‌را محمد بن نعمان نیز می‌گفتند.[۲] لقب او ابو جعفر میباشد[۳] و القابش، اَحوَل[۴] و طاقی و مالک طاق[۵] و پاد شاه طاق[۶] میباشد. این کنیه به این‌خیال بود که او در طاق المحامل کوفه مغازه صرافی داشت. اما از آن جهت که در عمل صرافی خبرگی داشت و می‌توانست پول اصل را از تقلبی تشخیص دهد به وی شیطان طاق می‌گفتند.[۷] نقل شده میباشد زیرا در مناظره‌ای بر ابوحنیفه چیره شد، ابوحنیفه اولیه کسی بود که اورا شیطان طاق نامید. و زیرا هشام بن حکم این را شنید، اول کسی بود که او‌را مؤمن آدرس حسینیه نصرت مشهد طاق نامید.[۸]

منزلت علمی
مناظره مؤمن طاق با ابوحنیفه

ابوحنیفه: آیا به رجعت باور داری؟
مؤمن طاق: بلی.
پس پانصد اشرفی به اینجانب قرض بده که در رجعت برگشتم به تو پس میدهم.
قبول دارم به شرط اینکه برای اینجانب ضامنی بیاور که زمانی به جهان برمی‌گردی به صورت آدم برگردی. می‌هراسم که رجعت تو به صورت غیر انسانی باشد و اینجانب تو‌را نشناسم و نتوانم وجهم را از تو اخذ رزرو حسینیه نصرت مشهد کنم.»[۹]

تبحر در حرف
مؤمن الطاق متکلمی کار کشته بود[۱۰] و از اقتدار بالایی در مناظره منتفع بود آنقدر که امام درست گو اورا برای ایفا مناظرات کلامی به مناظرات می‌ارسال کرد. در متن ها کلامی مناظرات او با ابوحنیفه [۱۱]، زید بن علی بن حسین[۱۲]، ابن ابی خدره[۱۳]، ضحاک شور از خوارج[۱۴] و ابن ابی العوجاء [۱۵] تصویب شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.[۱۶]

منزلت حدیثی
مؤمن الطاق از اصحاب امام راستگو(ع)[۱۷] و امام کاظم(ع)[۱۸] میباشد. او از امام درست گو(ع) هم مستقیم[۱۹] و هم با واسطه، نقل قصه نموده است.[۲۰]. وی از امام سجاد(ع)[۲۱] و امام باقر(ع)با واسطه [۲۲] حدیث نقل نموده است.

دسته روایاتی که اسم او در گواهی آنهاست کمتر از ۳۰ داستان میباشد.[۲۳] محتوای این احادیث در مورد اعتقادات (امامت و فضائل امام علی(ع))[۲۴] فقه[۲۵] و خلق[۲۶] میباشد. امام راستگو در وصیتشان به او، پیشنهاد‌هایی در موضوع تقیه[۲۷] محبت اهل بیت، خودداری از مراء، جدال[۲۸] به وی نمودند.

رجالیان شیعه مؤمن طاق را مدح و توثیق کرده‌اند.[۲۹] کشی دو قصه در ملامت وی نقل نموده است البته آیت‌الله خوئی این نظر را دارد که آن ها خلال ضعف سندی، دلالتی بر ذم مؤمن طاق ندارند.[۳۰]

بنابر بعضی روایات از دوستداشتنی‌ترین افراد در نزد امام جعفر درست گو(ع) به شمار می‌آمد.[۳۱]

توانگری‌های شعری
مرزبانی در کتاب الشعرا قصیده‌ای را از مؤمنِ طاق نقل می‌نماید که بعضی از ابیات آن اینگونه میباشد:

عن بیان آل النبی اذ قهروا
للناس فی الملک دوننا طمع
قالت قریش منا الرسول فما
فقد اقرّوا ببعض ما صنعوا
فان یکونوا فی القول قد صدقوا
اولین ارزش منهمُ اذا اجتمعوا
لأن آل الرسول دونهمُ وانّهم بالکتاب أعلمهم
والقرب منه و السبق قد جمعوا[۳۲]

از سروده‌های او:

ولا تک فی حب الأخلاء مفرطاً
وإن أنت أبغضت البغیض فأجمل
فإنک لا تدری متی أنت مبغض
صدیقک أو تعذر عدوک فاعقل.[۳۳]
اثرها
کتاب الاحتجاج فی إمامة أمیرالمؤمنین(ع).
کتاب نظراتش بر رد خوارج.
مناظرات با أبی حنیفة و مرجئة.[۳۴]
کتاب الإمامة.
کتاب المعرفة.
کتاب الرد علی المعتزلة فی إمامة المفضول.
کتاب الجمل فی أمر طلحة و الزبیر و عائشة.
کتاب إثبات الوصیة.
کتاب افعل لا تفعل[۳۵] وی در‌این کتاب به مهم ترین فرق و مکاتب اسلامی مجال خود اشاره کرده است؛ قدریة و خوارج و عامة (مردم اهل سنت) و شیعة. وی صرفا شیعه را فرقه نجات یافته (فرقه ناجیه) و حق می­‌داند. نجاشی آن را نزد احمد بن حسین بن عبید الله غضایری چشم میباشد و گفته میباشد که بعضی متأخران در آن دست برده و احادیثی نشانه بر تناقض اقوال صحابه و خرابی آنها‌را در آن افزودهاند.[۳۶]

بازدید : 41
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 16:45


کتابخانه
نوشته ی علمیٔ مهم: کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی

هسته نخستین این راءس علمی و فرهنگی موقعی صورت گرفت که آیت الله مرعشی در نجف درگیر علم آموزی بود. وی با ایفا نماز و روزه استیجاری، حذف یک وعده غذای روزمره، کاستن بخشی از هزینه های معاش و شغل شبانه در سوله‌های برنج‌کوبی بعداز فراغت از درس، برخی از ورژن‌های خطی این موسسه را مهیا حسینیه نصرت مشهد کرد.

مرعشی، معمولا کیفیت خرید کتاب را در پشت آن یادداشت می کرد. یادداشت پشت یکی‌از کتاب‌ها اینگونه میباشد:

کتاب کشف اللغات و الاصطلاحات تألیف علامه عبدالرحیم بن احمد هندی بهاری حنفی دارای شهرت به سور که به درخواست فرزندش روحانی شهاب‌الدین بهاری در سال ۱۱۶۰ق به کتابت درآمده و اندکی بعد از اتمام آن معاش را خدانگهدار گفته میباشد. این کتاب را با مزد دو سال نماز استیجاری که به نیابت از مرحوم میرزا محمد بزاز تهرانی قبول کرده‌ام، به مبلغ بیست روپیه بریتانیایی خریداری کردم. خدا موفقیت بر اجرا شغل دهد. آغاز نماز از اولِ روز ۲۱ ذی‌القعده سال ۱۳۲۲ق میباشد. اینجانب دل‌شکسته، تالیف کننده این لغت ها در هم اکنون گرسنگی به‌سرمی‌برم و دوران بیست ساعت میباشد که نتوانسته‌ام قوتی به دست آورم تا با آن حایل گرسنگی خویش کنم، آفریدگار در عمل تمامی گرفتاران گشایش فرماید، شهاب‌الدین حسینی مرعشی نجفی سنه ۱۳۴۲ق مکتب قوام، یکی مدرسه ها مشهد جدم امیرالمؤمنین روحم فدای آدرس حسینیه نصرت مشهد وی باد.[۲۵]
با سفر‌اش به جمهوری اسلامی ایران، تیم کتاب‌هایش نیز به کشور ایران جابجایی یافت و وی در خانه فردی به حفظ و جانبداری آن ها درگیر شد و ورژن‌های دیگری را عده کرد. وی بعداز تأسیس مکتب مرعشیه در ۱۳۸۵ ه‍.ق در آغاز کتابخانه کوچکی در دو اتاق مکتب تشکیل داد. در سال ۱۳۴۴ خورشیدی کتابخانه تازه در طبقه سوم این مکتب گشایش یافت. استقبال زیاد از این کتابخانه، منجر کمبود دور و اطراف شد و عاقبت در زمینی به مساحت هزار متر مربع کتابخانه‌ای ساخته شد و در ۱۵ شعبان ۱۳۹۴ قمری/ ۱۲ شهریور ۱۳۵۳ش، کتابخانه همگانی آیت الله مرعشی با بیش تر از ۱۶۰۰۰ جلد کتاب خطی و چاپی بهره‌برداری شد. با طرح‌های نو و توسعه و گسترش کتابخانه، این راس در فضای کبیر‌خیس و با امکاناتی توسعه یافته‌خیس به سرویس ها خویش خاطر نشان نمود و هم‌اینک از نگاه تعداد و چگونگی ورژن‌های خطی قدیمی اسلامی اولیه کتابخانه مرز و بوم و سو‌مین کتابخانه در عالم اسلام به شمار می‌رود. فعلا حدود هشتاد هزار تیتر ورژن خطی و متجاوز از یک میلیون جلد کتاب چاپی درین کتابخانه وجود رزرو حسینیه نصرت مشهد دارااست.[۲۶]

شغل‌های سیاسی
عکس العمل به ماجرای انجمن‌های ایالتی و ولایتی
آیت الله سید شهاب الدین مرعشی در غائله انجمن‌های ایالتی و ولایتی از امام خمینی هواخواهی کرد. در ماجرای ثبت لایحه انجمن‌‌های ایالتی و ولایتی که در ۱۴ مهر سال ۱۳۴۱ هجری خورشیدی به ثبت هیئت دولت رسید، بعد از توضیحات در آغاز وزیر وقت، اسدالله علَم، در‌پی تلگراف‌ها و طومار‌های سرگشادۀ اعتراض آمیز علما به پاد شاه و در آغاز وزیر، سید شهاب الدین مرعشی لحاظ دولت را قانع کننده می دانند و بر آن میگردند که طی تلگرافی به دولت، قدردانی خویش را اعلام نماید و مساله را نقطه پايان دهند، ولی امام خمینی به او طومار‌ای می‌نویسد که: «به پهنا میرساند از قرار مسموع تلگراف در آغاز وزیر را می خواهید طبع و منتشر فرمایید. عبد صریحاً پهنا می کنم این تکثیر مغایر صلاح اسلام و حوزه علمیه و بر خلاف خویش جنابعالی میباشد. اینجانب گرایش ندارم آقایان هتک شوند. اینجانب تمایل ندارم حوزه علمیه قم این قدر مدل و بی‌قیمت در‌این دولت و ملت قلمداد خواهد شد. با هر وسیله‌ای میباشد از طبع و نشر این فرمان پرهیز نمایید تا خویش دولت تکثیر دهد. الان تلفن فرمائید، مطبعه طبع نکند و یا این که شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد منتشر نکنند».[۲۷]

هواخواهی از نهضت امام خمینی
او همواره از نهضت امام خمینی دفاع کرد. بارها اعلامیه بخشید. در ادامه دستگیری امام خمینی در سال ۱۳۴۲، با ارسال اعلامیه شدید اللحنی به رژیم پهلوی، خواهان آزادی وی شد.[۲۸]

آیت الله مرعشی و مرجعیت آیت الله خمینی
او یاور مراجع تبعیت و علما برای آزادی امام خمینی به طهران مهاجرت کرد. او در سال ۱۳۴۲ش، در جواب به طومار عده ای از طلاب در مورد مرجعیت آیت الله خمینی اعلام‌کرد: «در حالتی که کراراً من نظریه خویش را اظهار کرده‎ ام، گشوده هم به موجب این سؤال پهنا می‎کنم که حضرت آیت الله خمینی یکی‌از مراجع تاسی دانا تشیع می باشند و از اساطین روحانیت اسلام و از مفاخر دانا تشیع».[۲۹]

برخورد به لایحه کاپیتولاسیون
او‌لین مرجعی که علیه کاپیتولاسیون در سال ۱۳۴۳ش به اختلال سخنرانی پرداخت، آیت ‌الله مرعشی نجفی بود. او ساعت هشت صبح ۴ آبان ۱۳۴۳ قبل از سخنرانی آیت الله خمینی که در ساعت ده و نیم صبح به عبارتی روز نقص‌ شد، در گردآوری اشخاص حاضر در منزلش به سخنرانی پرداخت ولی به انگیزه کسالت، سخنرانی او نیمه تمام ماند و فورا موضع ها وی در پوسته یک اعلامیه منتشر شد. در بخشی از این اعلامیه آمده بود: « پایان در کجای عالم سوابق داراست که برای رِقیّت و بردگی یک مشت ملت محروم همانند ضابطه وحشیانه‌ای را اوضاع نمایند... اینجانب اطمینان دارم که عقلای جمهوری اسلامی ایران به احوال و درحال حاضر جمهوری اسلامی ایران خندیده و این نوع تصویبات را رجوع و برگشت به قهقرا و ارتجاع سیاه تعبیر و تفسیر خواهند کرد.».[۳۰]

موضعگیری در مقابل توهین خبر نامه داده ها به امام خمینی
اتفاق‌ای که جرقه نخستین انقلاب اسلامی را در ۱۹ دی سال ۱۳۵۶ش زد، چاپ نوشته‌علمی‌ فرد مجعولی به اسم رشیدی مطلق، به عنوان "کشور ایران و استعمار سرخ و سیاه" در خبرنامه داده ها بود. درین نوشته ی علمی که اعتراضات بزرگ عموم را به‌دنبال داشت، به امام خمینی توهین گردیده بود، آیت اللّه مرعشی در این مورد موضع گیری رنج نمود.[۳۱]

بازدید : 25
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 13:43


مبلغ اسلام
در سال دوازدهم بعثت، بعداز قول عقبه که گروهی از عموم یثرب با رسول بیعت کردند، اسعد بن زراره به نمایندگی از آن‌ها از رسول خواست تا برایشان فردی را بفرستد که به آنان قرآن یاددادن نماید و دستورها دیگر اسلام را بیاموزد، پیامبر معبود(ص) مصعب را به یار و همدم آن‌ها ارسال کرد.[۷] تبلیغ وی در یثرب منجر شد کسانی مانند سعد بن معاذ و اسید بن حضیر و عباد بن انسان بن وقش اسلام را برگزینند.[۸] مصعب اولیه مهاجری بود که پیش از پیامبر آفریدگار به حسینیه نصرت مشهد مدینه آمد.[۹]

نماز آدینه مدینه

مرقد کنونی شهدای نزاع احد
مصعب بن عمیر اول کسی میباشد که در مدینه، نماز آدینه گذارد؛ وی برای فرستاده(ص) طومار نوشت و از آن حضرت اذن خواست تا با مسلمان ها مدینه نماز آدینه بگزارد، فرستاده(ص) اذن فرمود. وی اولیه توشه مسلمانها را در منزل سعد بن خیثمه گردآوری کرد و با دوازده بدن نماز آدینه آدرس حسینیه نصرت مشهد گزارد.[۱۰]

فرستاده معبود میان وی و ابو ایوب انصاری، عقد اخوت برقرار کرد.[۱۱] همینطور نقل شده میباشد پیامبر پروردگار فی مابین وی و سعد ابی وقاص و ذکوان بن عبدالقیس نیز عقد اخوت سرازیر رزرو حسینیه نصرت مشهد کرد.[۱۲]

پیکار بدر
در پیکار بدر، درفش جبهه راست مسلمانها به دست مصعب بن عمیر بود.[۱۳] در‌این نزاع زرارة بن عمیر اخوی مصعب اسیر مسلمان ها شد، گروهی از مصعب خواستند تا برادرش را آزاد نماید او در جواب اعلام‌کرد: فرمان داده‌ام دست‌های اورا سفت ببندد، تا از مادرش که زن ثروتمندی میباشد، در قبال آزادیش فدیه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بگیرند.[۱۴]


هنگامی دلی، رمانی در معاش مصعب
درگذشت
مصعب در نبرد احد نیز درفش‌دار سپاه اسلام بود[۱۵] زمانی که گروهی از مسلمان ها به عده غنائم روی آورند، معاند از این مجال به کار گرفت و از پشت رمز به مسلمانها حمله نمود، ابن قمیئه لیثی به مصعب حمله کرد، دست راست اورا جدا نمود، درین هنگام خبرپراکنی شد که فرستاده معبود به شهیدشدن رسیده میباشد، مصعب آیه ۱۴۴ سوره آل‌عمران را خواندن کرد. مصعب درفش را به دست چپ گرفت و ابن قمیئه دست چپ او‌را نیز انقطاع کرد، وی آن گاه درفش را به سینه چسباند، و با ضربه ابن قمیئه به شهیدشدن رسید.[۱۶] فرستاده قاتلش ابن قمیئه را نفرین کرد.[۱۷] پیامبر معبود بعداز نقطه نهایی نزاع، کنار لاشه مصعب آمد و آیه ۲۳ سوره احزاب را که درباره شهیدان میباشد خواندن نمود.[۱۸] زیرا چیزی خلا تا او‌را کفن نمایند، عبایی روی لاشه وی انداختند که تن مصعب را بدون نقص نمی‌پوشاند، فرستاده فرمود آن را روی سرش بکشید، پاهایش را با برگ گیاهی بپوشانید.[۱۹] وقتی که اصحاب لاشه اورا می‌بردند نبی خاطرات پیشین را یادآور شد و فرمود:

«فراموش نمیکنم که تورا در مکه می‌دیدم، در حالی‌که هیچ کس خرقه و رمز و لباسی عالی از تو نداشت و امروز با رمز خاک آلود در بردی پوشیده گردیده‌ای.»[۲۰]
سن وی هنگام شهیدشدن ۴۰ یا این که بیشتر مذکور میباشد.[۲۱] به دستور پیامبر معبود(ص) وی به یاروهمدم برادرش ابو الروم بن عمیر، عامر بن ربیعه و سویبط بن حرمله در یک قبر به خاک ودیعت شدند.[۲۲]

حمنه دختر جحش،دختر عمه رسول(ص)، همسر وی بود که برای آب دادن به زخمی‌ها به حوزه‌ احد آمده بود، وی بعد ها با طلحة بن عبیدالله وصلت کرد و محمد بن طلحة بن عبیدالله را به جهان آورد.[۲۳] فرستاده هنگامی حمنه را مشاهده کرد به وی فرمود: خوددار باش و اَجْرِ خویش را به اکانتِ معبود گذار، زیرا حمنه سؤال می کرد برای چه کسی؟ فرستاده برای توشه اولیه و دوم اسم حمزه خالو وی و برادرش را خاطرنشان کرد و حمنه آیه استرجاع را به لهجه آوردن و زیرا نبی برای جايگاه سوم ذکر کرد: خوددار باش و اَجْرِ خویش را به اکانتِ پروردگار گذار و حمنه پرسید برای چه کسی؟ رسول فرمود برای همسرت مصعب! حمنه تا این را شنید: صدا زد وای بر حزن اینجانب. فرستاده درین هنگام فرمود شوهر نزد زن جایگاهی داراست که هیچ کس ندارد.[۲۴]

مصعب بن عمیر در ادبیات داستانی
محمود حکیمی در اولِ دهه پنجاه خورشیدی، رمانی با تیتر تسلط‌زاده قهرمان نوشته و منتشر کرد. حکیمی درین کتاب داستان تاریخی، به معاش مصعب بن عمیر از آغاز تا شهید شدن می پردازد. این کتاب در سال ۱۳۹۳ به وسیله انتشارات به‌تکثیر در پوسته دسته «گنجینه حکیمی» مجددا به چاپ رسیده میباشد.

نوشته‌علمیٔ مهم: هنگامی دلی
زمانی دلی رمانی به لهجه فارسی میباشد که به گستردن زندگانی مصعب بن عمیر میپردازد. محمدحسن شهسواری این کتاب داستان را نوشته و در ۱۳۹۱ش چاپ گردیده است.

بازدید : 65
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 16:42


عُثمان بن سعید عَمْری (متوفای پیش از ۲۶۷ق) پر اسم و رسم به اَبوعَمرو، او‌لین نایب خاص از نواب اربعه امام مجال(عج) در زمان غایب بودن صغری میباشد. وی از اصحاب امام هادی(ع)، امام حسن عسکری(ع) و امام مهدی(عج) دانسته گردیده، البته درباره اینکه از یاران امام جواد(ع) بوده، تردیدهایی وجود دارااست. عثمان بن سعید بعداز استارت امامت امام مهدی(عج) (سال ۲۶۰ق)، تا نقطه پایان عمرش (حدود ۶ یا این که ۷ سال) نائب خاص امام بود‌ و بعد از وی، پسرش محمد بن عثمان ذمه ‌دار نیابت شد. عثمان در حین نیابت به بغداد رفت و زمان وکالت خویش را در آن‌جا سپری کرد. وی در بغداد و بقیه شهرهای عراق وکلایی داشته که وجوهات را از عموم دریافت کرده و آنگاه برای وی می‌فرستادند. حضرت مهدی به هنگام وفات وی، طومار تسلیتی برای فرزندش ارسال کرد. در متن‌ها روایی، از عثمان بن سعید با القا‌ب زیادی همانند زَیّات و عَمْری خاطر حسینیه نصرت مشهد گردیده است.

معاش‌طومار
درباره تاریخ به دنیاآمدن عثمان، اگاهی دقیقی در چنگ وجود ندارد و آورده شده که از ۱۱ سالگی، خادم امام جواد(ع) بوده[۱] البته بنابر نقل روضه خوان طوسی وی از ۱۱ سالگی، خادم امام هادی(ع) بوده میباشد.[۲] او نماینده قانونی امام هادی و امام حسن عسکری(ع) و امام فرصت(عج)، و همواره آیتم متکی بودن آنها بود. عثمان بن سعید آغاز در سامرا معاش می کرد و پس از شهیدشدن امام یازدهم، به بغداد رفت. در آن فرصت سامرا پایتخت و پایگاه لشکریان سلسله عباسی بود که از شروع با امامان شیعه اواسط خیر و خوبی نداشتند. برخی گفته‌اند احتمالا به همین استدلال عثمان بن سعید به بغداد هجرت کرد و در آن‌جا حیطه کرخ را که محل سکونت شیعه‌ها بود، راس رهبری امامیه قرار اعطا کرد.[۳]عثمان بن سعید راوی زیارت دارای شهرت به زیارت غدیریه از امام حسن عسکری(ع) و وی ا آدرس حسینیه نصرت مشهد ز امام هادی(ع) میباشد.[۴]

اسامی و لقب ها
اسم عثمان در منابع رجالی، «عثمان بن سعید» آمده، البته در رجال کشی با اسم «حفص بن عمرو» نیز خاطر گردیده که شاید نام مستعار وى در ديدارهاى پنهانى با ساير وكلا باشد.[۵] لقب‌اش در تمامی کتاب‌ها به اعتبار جد پدری، «ابوعمرو» مذکور، البته در کتاب بحارالانوار و سفینة البحار، ابومحمد نیز بیان شده، زیرا پسری به اسم رزرو حسینیه نصرت مشهد محمد داشت.[۶]

مهمترین آوازه وی عَمْری میباشد و بیان شده اورا به دو جهت بدین کنیه می خوانند؛ یک کدام از اینکه امام عسکری اذن نداد اسم خلیفه سوم (عثمان) و کنیه وی (ابوعمرو) در عثمان بن سعید توده گردد و از آن پس او‌را عَمری خواندند. دیگر آنکه به «عمرو» جد پدری‌اش انتساب داشته و عمری خوانده‌ گردیده‌است.[۷] محدث قمی هم انگیزه عَمْری تلاوت او‌را، انتساب او از طرف مامان به عُمَر بْن اَطْرَف اَعْلی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دانسته میباشد.[۸]

کنیه عثمان را «سَمّان» و «زَیّات» گفته‌اند.[۹] همینطور اورا به‌برهان انتساب به فامیل بنی‌اسد، اسدی نیز خوانده‌اند و عسکری هم گفته‌اند؛ زیرا بومی محله «عسکر» در سامرا بوده میباشد.[۱۰]

فرزندان
برای عثمان بن سعید دو فرزند پسر ذکر شده‌اند:

محمد بن عثمان که بعد از وفات بابا دومی نائب امام فرصت شد.
احمد بن عثمان که نامی از وی در کتاب ها و منابع نیامده میباشد. البته در زمره مدعیان دروغین نیابت، نام شخصی به اسم «ابوبکر محمد بن احمد بن عثمان» آمده که تصریح گردیده برادرزاده محمد بن عثمان میباشد.[۱۱]
وفات
مجال وفات عمری، مانند ولادتش معین وجود ندارد، البته دو قسم در این زمینه نقل گردیده‌است:

پیش از سال ۲۶۷ق: آیتم رخداد اکثر مورخان و عالمان رجال میباشد.
بعداز سال ۲۸۰ق: استناد این عهد به توقیعی میباشد که در سال ۲۸۰ق نقل شد‌ه‌است. به تصریح روضه خوان طوسی، راوی این حدیث، قصه را در سال ۲۸۰ق شنیده و این، نمی‌تواند مجال وفات عثمان را پر‌نور نماید.[۱۲]
بعد از درگذشت عثمان بن سعید، فرزندش محمّد او‌را غسل اعطا کرد و در غرب مدینة السلام، در محله معروفی به اسم اَلدَّرب در بغداد دفن نمود. روضه خوان طوسی گفته که از فرصت ورودش به بغداد در سال ۴۰۸ق تا بعد از ۴۳۰ق، قبر عثمان بن سعید را در محل نام برده زیارت می‌نموده است.[۱۳] امروزه آرامگاه وی در محله «رُصافَه»،[۱۴] (رصّافه) بنا شده در شرق بغداد و در حوزه‌‌ای به اسم «بازار شورجه» دارای شهرت میباشد.[۱۵]

وکالت امامان
نوشته‌ی علمیٔ مهم: سازمان وکالت
سازه بر آنچه در کتاب ها و منابع رجالی آمده، عثمان بن سعید، نماینده قانونی سه امام معصوم (امام هادی(ع)، امام عسکری(ع) و امام مجال(عج)) بوده میباشد. با این درحال حاضر برخی از متن‌ها دیگر او‌را در ۱۱ سالگی خدمتگزارِ امام جواد هم دانسته‌اند که از متکی بودن امام بهره مند بود و برخی مأموریت‌های اصلی به وی ودیعه می شد.[۱۶] ابن شهرآشوب نیز او‌را باب امام جواد دانسته میباشد.[۱۷] برخی از عالمان شیعه، عهد اخیر را نپذیرفته و با توکل بر سن عثمان، غیرقابل قبول دانسته‌اند که از اصحاب امام جواد بوده باشد و این حیث را غلط تیتر کرده‌اند.[۱۸]

بازدید : 34
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 17:08


داوود بن نُعْمان، راوی امامی قرن دوم قمری میباشد که اسم او در زمرۀ راویان امام درست گو(ع) و امام کاظم(ع) آمده میباشد. برخی رجالیان او‌را توثیق نکرده‌اند و بعضا از ثقات از وی داستان حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.

فامیل و لقب‌ها
قوم و قبیله داوود کوفی و نخعی بودند و با بنی‌هاشم لینک و پیوند ولاء داشتند.[۱] او به انباری نیز آوازه داشته[۲] که ظاهراً ناظر به محل معاش او یعنی شهر انبار در حاشیۀ فرات در ۱۰ فرسخی بغداد بوده میباشد.[۳] کشّی از وی با کنیه بیاع الأنماط خاطر نموده است که احتمالا بر کار وی، فرش فروشی دلالت آدرس حسینیه نصرت مشهد دارااست.[۴]

وثاقت
کشّی، داوود را با اوصاف نه و فاضل ستوده[۵] البته در دیگر کتاب ها رجالی جز خلاصة الاقوال علامه حلی،[۶] توثیق نشده میباشد. جاشی بعداز توثیق علی بن نعمان اعلم، اخوی کوچکتر داوود، یادآور گردیده که داوود بلندتر از وی بوده میباشد.[۷] بعضا توثیق علامۀ حلی را برگرفته از همین صحبت نجاشی رزرو حسینیه نصرت مشهد دانسته‌اند.[۸]

ولی بعضی معتقدند کلام نجاشی دلالت بر توثیق وی ندارد، بلکه خواسته از عُلُو در عبارت نجاشی، عُلُو در طبقه بوده[۹]، که بیان آن نزد اصحاب رجال متعارف میباشد.[۱۰] شاهد این رأی سخن نجاشی در تفصیل درحال حاضر داوود بن نعمان میباشد که داوود را با کلمه اکبر وصف نموده است که به مسن‌خیس بودن داوود از علی اشاره شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دارااست.[۱۱]

همینطور احتمال داده گردیده که قسم علامه حلی، از توثیق کشّی گرفته گردیده باشد.[۱۲] علامه حلی بعد از بیان لفظ ها توثیق سخن کشّی را آورده میباشد.[۱۳] بعضا نیز با اشاره به ضعف دو احتمال پیش، احتمال افتادگی عبارت توثیق از ورژن‌های متأخر رجال نجاشی را مطرح کرده‌اند.[۱۴]

از‌آنجا‌که علامه حلی کتاب‌های علی بن حکم، سعد بن عبدالله، ابن عُقده و سایر افراد را که توثیقات از آن ها دریافت می‌گردیده است، در مشت داشته میباشد، برخی توثیق اورا حجت می دانند. مؤید این بینش آن میباشد که به هیچیک از اوراق روایاتی که داوود بن نعمان در آنان آمده قدحی وارد نشده، و ابن ابی‌عمیر و دیگر مشایخ ثقه از وی ماجرا کرده‌اند.[۱۵]

صحابی ائمه
روحانی طوسی از داوود در شمار اصحاب امام درست گو(ع) خاطر نموده است.[۱۶] البته نجاشی در داستان داوود از آن حضرت شک و تردید نموده است[۱۷] که احتمالاً بدین استدلال میباشد که عمده احادیث داوود با یک یا این که دو واسطه از امام درستگو(ع) نقل شد‌ه‌است.[۱۸] ولی احادیث بی‌واسطۀ وی از آن حضرت بر خلاف آن را اثبات می‌نماید.[۱۹]

افزون بر این، داوود از ابوعبیده زیاد بن عیسی حذّاء نیز قصه کرده[۲۰] که در طی حیات امام راستگو(ع) از عالم رفته میباشد.[۲۱]

نجاشی داوود را از راویان امام کاظم(ع) دانسته[۲۲] و روضه خوان طوسی او را در زمرۀ اصحاب امام رضا(ع) آورده میباشد، البته در صورتیکه خواسته از تفسیر نجاشی (اَعلَی) دربارۀ داوود عُلُو در طبقه باشد ملاقات او با امام رضا(ع) نفی میشود.[۲۳] کشی نیز گستردن اکنون داوود را دربین اصحاب امام رضا(ع) آورده میباشد.[۲۴] با این درحال حاضر، روایتی از داوود از آن حضرت نرسیده میباشد.

راویان
داوود از اشخاص زیر قصه نموده است:

ابوعبیده حزّاء
ابو ایوب حزاز
اسحاق بن عمار
عبدالله بن سِیابه
منصور بن حازم
همینطور ضمن برادرش علی، خواهر زاده‌اش علی بن حکم، ابن ابی عمیر، علی بن اسباط، و یونس بن عبدالرحمان از وی ماجرا کرده‌اند.[۲۵]

کتاب
به گفتۀ نجاشی[۲۶] او کتابی داشته، هر یک‌سری هیچ وصفی از آن یا این که طریقی به آن بیان نشده میباشد. از ظواهر حرف کشی[۲۷] پیداست که وی کتاب‌هایش را برای محمد بن اسماعیل وصیت نموده است.[۲۸] عبارت کشی را در گیر افتادگی دانسته‌اند و معتقدند که منظور علی بن نعمان بوده میباشد.[۲۹]

هر یکسری نسبت دادن وصیت به علی بن نعمان، وصیت داوود بن نعمان را نفی نمی‌نماید و چه بسا هر دو اخوی اینگونه وصیتی کرده باشند.[۳۰] به ویژه که جایگاه محمد بن اسماعیل نزد اصحاب می تواند توجیه گر وصیت هر دو اخوی باشد.[۳۱]

پانویس
نجاشی، ص۴۰، ۱۵۹، ۲۷۴؛ دین دار ابطحی، ج۵، ص۴۸۰
طوسی، ۱۴۱۵، ص۲۰۲
سمعانی، ج۱، ص۲۱۲؛ کشّی، ص۵۷۰؛ علامه حلی، ص۲۸۴
کشی، ص۵۷۰
کشی، ص۶۱۲
علامۀ حلی، ص۱۴۲
نجاشی، ص۲۷۴
تفرشی، ج۲، ص۲۲۳؛ مامقانی، ج۲۶، ص۲۹۲،۲۹۴
تفرشی، ج۲، ص۲۲۳؛ خویی، ج۷، ص۱۳۲؛ شوشتری،ج۴، ص۲۷۰
دین دار ابطحی، ج۵، ص۴۸۵
نجاشی، ص۲۷۴؛ تفرشی، ج۲، ص۲۲۳
مامقانی، ج۲۶، ص۲۹۲
علامه حلی، ص۱۴۲-۱۴۳؛ قس: شوشتری، ج۴، ص۲۷۰
جزائری، ج۱، ص۳۶۸؛ شوشتری، ج۴، ص۲۷۰

بازدید : 74
شنبه 11 مرداد 1404 زمان : 17:46


محمدهاشم صالحی (میلاد: ۱۳۲۴ش)، پر اسم و رسم به معلم ترکمنی، دانا، مدرس حوزه علمیه در کابل و مدیر فعلی شورای علمای شیعه افغانستان حسینیه نصرت مشهد میباشد.

تحصیلات صالحی در کابل، نجف و قم بوده و محمداسحاق فیاض، میرزا جواد تبریزی و سید محمدباقر صدر از اساتیدش بوده‌اند. وی از سیدکاظم حائری، سید محمدصادق روضه خوان و محمد فاضل لنکرانی، اذن اجتهاد اخذ آدرس حسینیه نصرت مشهد نموده است.

صالحی در شورای‌بهتر پژوهش حزب وحدت اسلامی افغانستان، عضو بوده و مدتی را به‌تیتر مشاور کارها شرعی حامد کرزی و اشرف بی نیاز، رؤسای جمهور قدیمی افغانستان، عمل نموده رزرو حسینیه نصرت مشهد است.

نوجوانی
محمدهاشم فرزند قنبرعلی در ۱۳۲۴ش در دره ترکمن، شهر سرخ‌با تقوا، ولایت پروان افغانستان به‌جهان آمد. وی عصر ابتداییِ دروس حوزوی را در زادگاهش حافظه گرفت و در ۱۳۴۲ش به کابل شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد رفت.[۱]

تحصیلات
کابل
محمدهاشم صالحی در کابل، به جلسات درس محمدامین افشار، روضه خوان عزیزالله غزنوی، میرعلی احمد دانا، میر علی احمد حجت، سید محمدسرور واعظ بهسودی و روحانی نوراحمد تقدسی حاضر شد و مدتی نیز در مکتب محمدیه کابل، زیرنظر سرور واعظ، به درس دادن سرگرم شوید.[۲]

نجف
صالحی در ۱۳۴۶ش به نجف رفت[۳] و آغاز بعضا دروس را مجدد علم آموزی کرد. وی کفایةالاصول را با روحانی صدرا بادکوبه‌ای طی کرد و رسائل و مکاسب را از روحانی کاظم تبریزی، روحانی مجتبی لنکرانی و محمداسحاق فیاض یادگرفت.[۴]

محمدهاشم صالحی بعد در جلسات عباس قوچانی، سید ابوالقاسم خویی، میرزا جواد تبریزی و سید محمدباقر صدر کمپانی کرد.[۵] وی در نصفه دوم علم آموزی خویش (از ۱۳۵۰ش)، به درس دادن این عنا وین در مکتب دارالحکمه (محسن حکیم)، مسجد هندی و صحن بقعه امام علی(ع) پرداخت.[۶]

صالحی گفته که با سید محمد باقر صدر و شاگردش محمودشاهرودی در عراق، ارتباط نیکی داشته میباشد.[۷] و از طرف وی، وکالت داشته[۸] و به‌خیال همین رابطه در ۱۳۵۵ش هنگام رجوع از زیارت بقعه امام حسین(ع) در جاده کربلا به نجف، بوسیله نیروهای حزب بعث عراق بازداشت شد. صالحی روزهای پیوسته، به بازداشتگاه‌های متعدد برده شد و عاقبت به‌یاور خانواده، از عراق اخراج شد و به جمهوری اسلامی ایران (۱۳۵۶ش) رفت.[۹]

صالحی از محمد فاضل لنکرانی، مرتضی حائری یزدی، محمدصادق روضه خوان، ناصر مکارم شیرازی، حسینعلی منتظری و سیدکاظم حائری، اذن اجتهاد داراست.[۱۰]

عمل‌ها
عمل‌های صالحی در دو حوزه قم و کابل تقسیم می گردد

قم

دیدار آیت‌الله صالحی با آیت‌الله صافی گلپایگانی
صالحی در حوزه علمیه قم، ۲۱ سال به درس دادن دروس حوزوی پرداخت. وی رسائل، کفایة و کتاب حلقات اصول را درس دادن میکرد.[۱۱] وی ۴ سال نیز در مکتب گلپایگانی درگیر به درس دادن دروس بیرون فقه و اصول بود.[۱۲]

کابل
صالحی بعداز سقوط دولت کمونیستی افغانستان (۱۳۷۱ش)، در ۱۳۷۲ش مکتب علمیه رسالت و حسینیه آن را در کابل تأسیس کرد و در سال ۱۳۷۵ش مکتب خاتم‌الانبیاء را در زادگاهش، دره ترکمن سازه کرد.[۱۳] مکتب رسالت بعد از ساخت و ساز نمایندگی جامعة المصطفی العالمیة در کابل، به راءس همیاری و شغل آن تبدیل شد.[۱۴]

صالحی در طول حکومت طالبان در کشور ایران اقامت داشت و بعد از سقوط آن (فصل پاییز ۱۳۸۰ش) به کابل رجوع و برگشت و سر گروهی شورای پژوهش بر مدرسه های فقاهتی شیعه ها افغانستان را از سوی نماینده آیت‌الله خامنه‌ای در کارها افغانستان، پذیرفت.[۱۵] وی با تشکیل شورای علمای شیعه افغانستان در فصل‌پاییز ۱۳۸۲ش، به آن پیوست[۱۶] و بعداز مدتی، به‌تیتر نایب اولیه آن[۱۷] و بعد از آن سر کردگی آن (مهر/معیار ۱۳۹۸ش) گزینش شوید.[۱۸]

صالحی بعد از تأسیس حزب وحدت اسلامی افغانستان (فصل‌تابستان ۱۳۶۸ش) به عضویت شورای‌خوب رسیدگی آن برگزیده شد.[۱۹] در فصل‌زمستان ۱۳۸۳ش، حامد کرزَی، مدیریت جمهور افغانستان، اورا به‌تیتر صرفا عضو شیعه اِستَرَه محکمه موقت (دیوان خوب) افغانستان و سر کردگی کمیسیون امنیت آن منصوب کرد.[۲۰] محمدهاشم صالحی مدتی نیز به‌تیتر مشاور کارها فقاهتی روسای جمهور قدیمی افغانستان حامد کرزی و اشرف بی نیاز عمل نموده است.[۲۱]

پانویس
ناصری، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۶۳-۲۶۶.
ناصری، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۶۳-۲۶۶.
ناصری، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۶۳-۲۶۶.
«شناخت با آیت‌الله صالحی مدیریت تازه شورای علمای شیعه افغانستان»، وب سایت اجتهاد.
«شناخت با معاش، کار‌ها و تجارب آیت‌الله محمد هاشم صالحی معلم»، خبرگزاری حوزه.
ناصری، مشاهیر تشیع در افغانستان، ۱۳۹۰ش، ج۲، ص۲۶۳-۲۶۶.
«شناخت با معاش، شغل‌ها و تجارب آیت الله محمدهاشم صالحی استاد»، خبرگزاری حوزه.
«حوزه علمیه افغانستان در اظهار کرد‌وگو با آیت‌الله محمدهاشم صالحی»، تارنما کتاب ناب.
«حوزه علمیه افغانستان در اعلام‌کرد‌وگو با آیت‌الله محمدهاشم صالحی»، وب سایت کتاب ناب؛ «شناخت با آیت‌الله صالحی مدیریت نو شورای علمای شیعه افغانستان»، وبسایت اجتهاد.
«شناخت با معاش، عمل‌ها و تجارب آیت الله محمد هاشم صالحی معلم»، خبرگزاری حوزه.
«شناخت با معاش، کار‌ها و تجربه آیت‌الله محمد هاشم صالحی معلم»، خبرگزاری حوزه.
«شناخت با معاش، عمل‌ها و تجربه آیت الله محمد هاشم صالحی استاد»، خبرگزاری حوزه.

بازدید : 48
چهارشنبه 8 مرداد 1404 زمان : 10:59

(۳۹۴ق/قبادیان (بلخ)ـ۴۶۸ق/یمگان(بدخشان)) شعر سرا فارسی‌لهجه، متکلم، تالیف کننده و جهانگرد قرن پنجم هجری قمری که مذهب اسماعیلی داشت. ناصر خسرو در جوانی به علم آموزی علم ها پرداخت و به دربار غزنویان و بعد سلجوقیان رویه یافت. در ۴۳۷ق در‌پی خوابی که مشاهده کرد، شغل های دولتی را رها کرد و به مسافرت حج رفت. درین مهاجرت به مصر رفت. چندسالی درین میهن که راءس حکومت فاطمیان بود، ماند و با پیوستن به فرقه اسماعیلیه به تبلیغ عقاید آن‌ها حسینیه نصرت مشهد پرداخت.

حاکمان سلجوقی در صدد کشتن او برآمدند، پس به بدون چاره به بدخشان فرار و گریز کرد. سرنوشت در ۴۶۸ق در روستای یمگان در ولایت بدخشان افغانستان دار فانی را وداع کرد.از اثرها ناصر خسرو می‌قدرت به سفرنامه و دیوان شعر اشاره نمود. در اثر ها وی ارادت به فرستاده و اهل‌بیت(ع) نمود فراوان دارااست. در دیوان این شعر سرا بیشتراز ۶۰ مضمون و پند که ترجمه و یا این که برگرفته از سخنان امام علی(ع)‌ میباشد، یافت می‌گردد
ناصرخسرو قبادیانی در سال ۳۹۴ق در روستای قبادیان بلخ (تاجیکستان فعلی) زاده شد.[۱] از شروع جوانی به علم آموزی علم ها پرداخت و به دربار غزنویان و بعد به دربار سلجوقیان خط مش آدرس حسینیه نصرت مشهد یافت.

در سال ۴۳۷ق خوابی مشاهده کرد که سبب ساز شد شغل های دولتی را رها نماید و به مهاجرت حج برود. در‌این مهاجرت زمانی به مصر رسید، فاطمیان بر آن حکومت می‌کردند و چندسالی در آنجا ماند.[۲] و عقاید فرقهٔ اسماعیلیه را عهده دار شد واز محققان آنها به اکانت آمد.[۳] لذا تبلیغ عقاید اسماعیلیه را استارت کرد که سلجوقیان در صدد کشتن او برآمدند؛ پس به بدون چاره به بدخشان فرارو گریز کرد. در‌این ارتباط درباره او قصه‌ها وافسانه‌هایی ساخته‌اند.[۴] او در سال ۴۶۸ق در روستای یمگان در ولایت بدخشان افغانستان وفات رزرو حسینیه نصرت مشهد یافت.


آوازه ناصرخسرو فی مابین عموم به شعر میباشد. اما ناصر قبل از آن که شعر سرا باشد، متکلم میباشد.[۵] او به اهل بیت (ع) ارادت داشت. در آثارش به ویژه در دیوان شعرش این عشق و علاقه زیاد چشم میشود. ناصرخسرو در کتاب جامعُ الحِنادرَتَین که در اواخر عمرش آن را نوشته، به ثابت وجود وصی برای رسول(ص) میپردازد و شرافت هر دو را بیان می‌نماید و این سیرتکامل فیض میگیرد: «وصایتی که در غدیر خم به همگان اعلان شد در فرزندان امام علی روان میباشد.»[۶] او در تفسیرحدیث سفینه می‌نویسد:«کشتی نوح چوب وجود ندارد؛ بل اهل‌بیت(ع) فرستاده میباشد و نیز گردباد نوح آب وجود ندارد؛ بل جهل و ضلالت میباشد که هلاک عاصیان شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.»


وی در کتاب «وجه آیین» که رساله عملی به حساب میآید به ثابت وصایت حضرت علی(ع) پرداخته و می‌نویسد:«وصی بشر مولانا شیث بود علیه‌السلام و وصی نوح مولانا سام بود علیه‌السلام و وصی ابراهیم مولانا اسماعیل بود علیه‌السلام و وصی موسی مولانا هارون بود علیه‌السلام و وصی عیسی مولانا شمعون بود علیه‌السلام و وصی محمد مصطفی علی المرتضی بود علیه‌السلام.»[۸]

ناصر خسرو در سفرنامه، اسم حضرت علی را بارها با بیان درود و احترام حافظه نموده است. در خوان الاخوان حضرت علی را به همدم اولیا و فرستاده و امامان، واسطه نتیجه دانسته و این سیرتکامل میگوید : «در‌صورتی‌که کسی بی‌این میانجیان توحید جوید درانتظار میباشد.»[۹]

ناصر خسرو علاقه خویش به اهل بیت را در دیوان اشعارش بیشتر منعکس ساخته میباشد. تعریف و توضیح صفات، حمد مردانگی، شجاعت و دلاوری حضرت علی(ع) دربین اشعار او زیاد چشم می شود


نهج البلاغه در شعر ناصر خسرو
در دیوان این شعر سرا مفهومها و اندرزهایی چشم می شود که ترجمه و یا این که برگرفته از سخنان امام علی(ع) میباشد.[۱۸] سیدجعفر شهیدی میگوید: سراسر دیوان ناصر خسرو تا آن جایی که اینجانب استقصاء کرده‌ام، بیش تر از شصت آیتم، عیناً گفتار امام علی(ع) را در پوسته نظم آورده میباشد.[۱۹] نظیراین بیت که مضمون خطبه نخستین نهج البلاغه میباشد:

خداوندی که در وحدت قدیمست از همگی اشیا
خیر‌اندر وحدتش کثرت به محدث زین تمامی صرفا[۲۰]
او در قصیده‌ای با ستون علی، خیلی از مختصات و خصوصیت‌های امام علی را به نظم آورده و باور بی نقص خویش به حضرت علی (ع) را این سیرتکامل ابراز می‌نماید:

فصل بهار دل دوستار علی
مدام لبریز میباشد از نگار علی
از امت سزای بزرگی و فخر
کسی وجود ندارد جز دوستدار علی
چون کز ابلیس ایمن شدست
دل شیعت اندر حصار علی
علی از تبار پیامبر میباشد و وجود ندارد
مگر شیعت حق تبار علی
به صد سال در صورتیکه مدح گوید کسی
نگوید یکی‌از هزار علی
به مردی و دانش به زهد و تقوا و سخا
بنازم به این هر چهارِ علی[۲۱]
این قصیده، گروه جامعی از معتقدات ناصرخسروست که به‌طور دور از هم درآثارش آمده میباشد. وی در واقع ستاینده شجاعت، دلاوری و مردانگی حضرت میباشد. امام علی در شعر وی، دلاور عرصه پیکار، کمک گر آئین خداوند و مرتب به شایسته ترین صفات انسانی میباشد.[

بازدید : 38
سه شنبه 7 مرداد 1404 زمان : 11:23

از محدثان قرن نخستین، فرزند محمد بن حنفیه و نوه علی بن ابیطالب(ع) میباشد.روضه خوان طوسی در رجال، حسن بن محمد را جزء اصحاب امام سجاد(ع) بیان نموده است. وی بعد از زمانه حکومت ابن زبیر (سال ۷۳ قمری) و حدود هشت سال بعداز باخت قیام مختار (سال ۶۷ قمری)، با کتابت رسالة الارجاء، از کیسانیه مسافت گرفت و پس از پدرش، رهبری کیسانیه به برادرش حسینیه نصرت مشهد رسید.

او در خصوص جانشینی نبی(ص) معتقد بود که بعداز عثمان، می بایست رهبری جامعه را به خدا واگذار کرد و کسی تحت عنوان جانشین معرفی نشده میباشد. لحاظ قطعی راجع‌به حضرت علی(ع) نداده و پدرش با وی دراین مورد مخالفت نموده است.نسب، میلاد و وفات، او فرزند محمد بن حنفیه و نواده علی بن ابیطالب(ع) و ملقب به مَدَنی میباشد لقب‌اش ابامحمد و مادرش جُمان/ جمال، از نوادگان عبد و بنده مناف بود.[۱]از تاریخ ولادت و محل تولد حسن بن محمد، اطلاعی در مشت وجود ندارد. سال وفات وی، به اختلاف،۹۵ق،[۲] ۹۹ق، ۱۰۰ق[۳] و ۱۰۱ق[۴] مذکور آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.

از نگرش علمای رجال، حسن بن محمد از تابعین بود.[۵] عمرو بن دینار می گوید کسی را فقیه‌‌خیس از حسن بن محمد درباره اختلاف نظرها دینی ندیدم.[۶] روضه خوان طوسی طبق مسلک خویش[۷] در رجال حسن بن محمد را از اصحاب امام سجاد(ع) شمرده[۸] و بعضا از کتاب ها صحاح اهل‌سنت نیز از او قصه نقل کرده‌اند.[۹] وی از پدرش و نیز از ابن عباس، جابر بن عبدالله انصاری و عایشه و اشخاصی زیرا عمرو بن دینار، ابان بن با تقوا و قیس بن مسلم نیز از او ماجرا نقل کرده‌اند.[۱۰] ابن حِبّان اسم اورا در فهرست راویان موثق خویش بیان رزرو حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۱۱]

احمد العجلی(ت ۲۶۱ق)[۱۲] و ابن حجر عسقلانی[۱۳] صراحتا او‌را ثقه نامیده‌اند. بعضا از بزرگان اهل‌سنت اورا از موثق‌ترین اشخاص در نزد عموم دانسته‌اند.[۱۴] از متکلمان مرجئه، هر تعدادی او از متکلمان مرجئه دانسته گردیده و آورده شده میباشد اول شخصی بود که از ارجاء صحبت اعلام‌کرد،[۱۵] البته او، برخلاف متکلمان مرجئه، ارجاء را خیر در زمینه‌ی ایمان، بلکه درباره جانشینی فرستاده(ص) مطرح نموده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد است.[۱۶]

تاثیر علمی و اعتقادات او
وی با کتابت رسالة الارجاء که ظاهراً تألیف آن میان سالهای ۷۳ تا ۷۵ق، بعداز ناکامی قیام عبدالله بن زبیر (سال ۷۳ق) و حدود هشت سال بعد از باخت قیام مختار (سال ۶۷قمری) بوده میباشد، از کیسانیه مسافت گرفت[۱۷]ازاین رو به رغم آنکه به نقل از اکثری از تاریخ نگاران او از برادرش، ابوهاشم، فقیه‌خیس بوده میباشد[۱۸] رهبری کیسانیه بعد از محمد بن حنفیه، به ابوهاشم منتقل شد. وی ابتدا رسالة الارجاء، بعداز توصیه به زهد و تقوا و تاسی از قرآن و سنّت فرستاده(ص)، در موضوع خلافت، ولایت ابوبکر و قدمت را پذیرفته، اما بعد از آن دو، کارها را به معبود واگذار نموده است.[۱۹] به گفته ابن کثیر بعضی گفته‌اند او درباره حضرت علی(ع) و عده ای زیرا عثمان، طلحه و زبیر حیث قطعی نداده میباشد خیر انها را را دوست داشته و خیر سرزنش نموده است.[۲۰] چون به حیث وی نمی‌قدرت بر صحت شغل آن ها باور داشت، از این رو سود به آفریدگار واگذار میشود. پدرش، محمد بن حنفیه، با رأی او درباره حضرت علی(ع) مخالفت کرد و حتی اورا طاقت فرسا تنبیه کرد.[۲۱][یادداشت ۱] وَگفته‌اند که او بعد ها از کتابت این رساله منصرف شد.[۲۲]بعضا این کتاب را دیرین‌ترین تاثیر درباره کیسانیه دانسته‌اند. [۲۳]

پانویس
ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۵، ص۳۲۸؛ خلیفةبن خیاط، ۱۴۱۴ق، ص۴۱۷؛ ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ۱۳۲۶ق، ج۲، ص۳۲۰؛ سخاوی، التحفة اللطیفة فی تاریخ المدینة الشریفة، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۲۸۶.
ذهبی، العبر فی خبر اینجانب غَبَر، ۱۴۰۵ق، ج ۱، ص۱۱۹.
نووی، تهذیب الاسماء واللغات، ج۱، ص۱۶۰.
بامخرمه هجرانی، طیب بن عبدالله، قلاده النحر فی وفات اعیان الدهر، ۱۴۲۸ق، ج۲، ص۱۱؛ ذهبی، العبر فی خبر اینجانب غَبَر، ۱۴۰۵ق، ج ۱، ص۱۱۹.
فسوی، المعرفه والتاریخ، ۱۴۱۹ق، ج ۱، ص۲۹۹.
فسوی، المعرفه والتاریخ، ۱۴۱۹ق، ج ۱، ص۲۹۹.
شوشتری، قاموس الرجال، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۹
شوشتری، قاموس الرجال، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۳۶۰
البخاری، درست البخاری، ۱۴۲۲ق، ج۵، ص۱۴۵ و ج۷، ص۱۳؛ مسلم بن الحجاج، درست مسلم، ۱۳۷۴ق، ج۲، ص۱۰۲۲ و ج۴، ص۱۹۴۱
نووی، تهذیب الاسماء واللغات، ج۱، ص۱۶۰؛ ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ۱۳۲۶ق، ج۲، ص۲۹۴؛ سخاوی، التحفة اللطیفة فی تاریخ المدینة الشریفة، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۲۸۶
ابن حبان، محمد، الثقات، ۱۳۹۳ق، ج۴، ص۱۲۲.
العجلی، الثقات، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۳۰۰.
ابن حجر عسقلانی، تخمین التهذیب، ۱۴۰۶ق، ص۱۶۴.
مزی، تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، ۱۴۰۰ق-۱۴۱۳ق، ج۶، ص۳۱۹.
شهرستانی، ۱۳۶۴ش، ج۱، ص۱۶۶
ابن کثیر، البدایه والنهایه، ۱۴۰۸ق، ج۹، ص۱۶۰
حکم دهنده، الکیسانیه فی التاریخ ولادب، ۱۹۷۴م، ص۱۴ و ۱۲۷
ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۶، ص۳۳۱
ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۶، ص۳۳۱
ابن کثیر، البدایه والنهایه، ۱۴۰۸ق، ج۹، ص۱۶۰
ابن کثیر، البدایه والنهایه، ۱۴۰۸ق، ج ۹، ص۱۶۰
ذهبی، العبر فی خبر اینجانب غَبَر، ۱۴۰۵ق، ج۱، ص۱۱۹.
وداد، الکیسانیه فی التاریخ والادب، ۱۹۷۴م،ص۱۴.

تعداد صفحات : 28

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 286
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 15
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 36
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 121
  • بازدید ماه : 1173
  • بازدید سال : 1667
  • بازدید کلی : 17021
  • <
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی